خدایا تو را به جان حضرت زهرا ما را از دست دکتر!!! روحانی خلاص کن


«اعتراضی بود،  تمام شد. برخی سوءاستفاده کردند،  نیروهای امنیتی به خوبی اداره کردند. الان شمای جامعه‌شناس،  روانشناس اجتماعی و... باید تحلیل و واکاوی کنید علت اعتراضات را..»
اینها بخشی از سخنانی است که رئیس‌جمهور محترم در جشنواره خوارزمی و  درباره اغتشاش دو هفته قبل بیان کرد و بر اساس آن می‌توان نوع و سطح نگاه دکتر روحانی و برخی دولتمردان را به حوادث چند هفته قبل، اعم از مطالبات به حق مردم و نیز اقدامات آشوب‌طلبان (همان آدم‌کش‌هایی که رئیس‌جمهور از اینکه آشغال نامیده شده‌اند ناراحت شده) را بررسی کرد. 
1- در بخش آخر سخنان، رئیس‌جمهور موضوع را به جامعه‌شناس و روانشناس و... ارجاع داده تا علت‌یابی کنند. این اتفاق و ارجاع امر به کارشناس زمانی اتفاق می‌افتد که از علت یک رخداد بی‌اطلاع باشیم. آیا الان موضوع مبهم است و رئیس‌جمهور نمی‌داند مردم به چه چیزی اعتراض دارند!؟ آیا انتظار است که متخصص روانشناسی حکم به اختلال روانی معترضین بدهد!؟ آیا این فقره خیال رئیس‌جمهور را راحت می‌کند و این یقین را برای وی به وجود می‌آورد که همه چیز بر وفق مراد است و چند روانی و مشکل دار، اعتراضاتی کردند که آن هم تمام شد!؟
2- بی‌تعارف باید گفت ارجاع امر در این مقطع به کارشناسان مذکور، طفره رفتن و حاشیه رفتن و دنبال نخود سیاه فرستادن است. یعنی اینکه رئیس‌جمهوری داریم که در پنجمین سال ریاستش، هنوز نمی‌داند مشکل مردم چیست و حالا هم که به هر زور و ضربی احتمالا به فکر درد مردم افتاده،  به جای از خود شروع کردن، آدرس‌اشتباهی می‌دهد!
3- مناسب نیست بگوییم که ایشان می‌داند مشکل چیست و اقدامی نمی‌کند یا می‌داند و تجاهل می‌کند و برای رفع مسئولیت، موضوع را به کارشناسان ارجاع می‌دهد. پس خوشبینانه باید بگوئیم که رئیس‌جمهور اساسا هیچ اطلاعی ندارد که مردم به چه چیزی معترضند و چرا صدایشان به گلایه و انتقاد بلند شده است! چون دکتر روحانی جایگاه مهمی دارد نمی‌توانیم بگوئیم از مشکلات طاقت فرسای «اقتصادی» خبر دارد اما به جای توبیخ مقامات ارشد بانکی و اقتصادی، به ناروا آدرس مطب «روانشناس» و دفتر«جامعه‌شناس» را می‌دهد! این حرف‌ها را نمی‌توان به رئیس‌جمهور نسبت داد. نمی‌توانیم بگوئیم کارگر فلان کارخانه 10 ماه است حقوق نگرفته و شرمنده زن و بچه‌اش شده، رئیس‌جمهور هم خبر دارد، اما کاری نمی‌کند! نمی‌توانیم بگوئیم سیل ویرانگر واردات به دست نور چشمی‌های لانه کرده در کنار برخی مدیران، باعث شده هزاران کارخانه تعطیل و صدها هزار کارگر بیکار شوند و رئیس‌جمهور از همه اینها خبر دارد ولی کاری نمی‌کند! این موضوعات قلب هر انسان معمولی و شریفی را به درد می‌آورد و خواب راحت را از چشم آدمی که فاقد هرگونه مسئولیت اجرایی و قانونی باشد می‌رباید تا چه رسد به رئیس‌جمهوری که همه اختیارات و امکانات را در دست دارد. تا چه رسد به رئیس‌جمهوری که تاریخی‌ترین همراهی قوه‌مقننه را در دست دارد و هر آنچه می‌خواهد در مجلس تصویب می‌شود و هرکه معرفی می‌کند - با هر سابقه وکارنامه‌ای- رای می‌آورد. 
4- با این توضیحات دیگر هیچ راهی برایمان باقی نمی‌ماند جز اینکه بگوئیم ایشان از اوضاع و احوال اقتصادی مردم خبر ندارد. اتفاقا بخت با ما یار است و دست برقضا براساس چندین و چند شاهد و قرینه،  می‌توان باور کرد که رئیس‌جمهور از بسیاری موضوعات بی‌خبر است و نمی‌داند در مملکت و حتی اطرافش چه می‌گذرد! شاید کسی اعتراض کند که این توهین به رئیس‌جمهور است ! اما باید گفت کاملا برعکس،  اثبات خلاف این امر، قطعا توهین به وی بوده و حتی موجد مسئولیت قانونی برای رئیس‌جمهور می‌شود. مثلا نمی‌توانیم بگوئیم رئیس‌جمهور خبر داشته عده‌ای نورچشمی و وابسته به جان صندوقچه معلمان زحمتکش برای روز پیری و ناتوانی یعنی «صندوق ذخیره فرهنگیان» افتاده و حدود 15 هزار میلیارد تومان را غارت کرده‌اند! واقعا باید بگوئیم خبر داشته و کاری نکرده!؟ آیا می‌توانیم بگوئیم که رئیس‌جمهور خبر داشته که برادرش چه می‌کرده ‌اما هیچ واکنشی نشان نداده!؟ مگر می‌شود!؟ حالا ممکن است کسی بگوید برادر بوده و نسبتی با رئیس‌جمهور داشته و ممکن است بی‌عملی او منطقی باشد(!)اما می‌توانیم بگوئیم رئیس‌جمهور از برادر آقای معاون اول هم خبر داشته ولی بازهم کاری نکرده!؟ یا مثلا خبر داشته که دختر وزیر سابق آموزش و پرورش مشغول واردات پوشاک به کشور است و همزمان با آن، ده‌ها کارخانه و کارگاه تولیدی تعطیل می‌شده، اما سخنی نمی‌گفته!؟ نمی‌توانیم بگوئیم رئیس‌جمهور از وضع معیشت مردم با خبر است اما هر گزارشی را که به او می‌دهند و مثلا روی آن نوشته رشد اقتصادی شش درصد، تورم 8 درصد و.. را همینطور بی‌توجه به وضعیتی که از آن خبر دارد، می خواند و از اوضاع کشور تعریف می‌کند! اینها منطقی نیست و نباید رئیس‌جمهور کشور را بلاوجه به این امور متهم کرد و اتفاقا خود این بی‌خبری‌ها دلیل بر خوبی رئیس‌جمهور است و اگر کسی تلاش کند که اینها را رد کند، درصدد 
لکه دار کردن دامن ایشان است.
5- اما شاید بازهم برای کسی این پرسش پیش بیاید که چرا رئیس‌جمهور نباید از این امور با خبر باشد!؟ این اتفاقات و این نمونه‌های تکان‌دهنده (که می‌توانید چندبرابر مهم‌تر و وسیع‌تر آن را با خود مرور کنید) چیزی نیست که چنین مقامی از آن بی‌خبر باشد، پس چرا چنین است!؟ راز این موضوع را طبیعتا شخص رئیس‌جمهور می‌تواند بر ملا کند،  با این حال باز هم قرینه‌ها و نشانه‌هایی، ما را به دلایل این بی‌خبری رهنمون می‌کند. مثلا، همین چند روز پیش، عبدالله ناصری مشاور رئیس‌دولت اصلاحات و از یاران دکتر روحانی درباره شیوه و سبک کاری رئیس‌جمهور سخنان جالبی گفت: «روحانی در مقایسه با همه روسای‌جمهور پیشین،  وقتی برای دولت نمی‌گذارد...می‌گویند او از ساعت ۹:۳۰ صبح تا ۱۹ سر کار است! این را تردید ندارم و یکی از اعتراضات و انتقاداتی است که دوستان روحانی به او دارند... ناطق‌نوری در همین زمینه به روحانی اعتراض کرده و گفته؛ من که الان فقط یک حوزه علمیه در لواسان دارم از ساعت ۶:۳۰ صبح آنجا حاضر می‌شوم و شما باید کمی زودتر بروید و به سخن وزرایتان گوش کنید... رئیس‌جمهور حوزه‌های کلیدی کشور را شوخی گرفته است...او به دلیل روحیه‌اش مشورت‌پذیر نیست... روحانی در حوزه اقتصادی موفق عمل نکرد و حوزه اقتصادی دولت بسیار به‌هم ریخته است.» 
ملاحظه می‌فرمایید که بی‌خبری از امور مهم کشور در چنین شرایطی تقریبا طبیعی است و نباید به رئیس‌جمهوری با این ساعت کاری خرده گرفت که چرا از چیزی خبر نداری!؟ خب واقعیت این است که فرصت‌ها محدود است و با یکی دو دیدار و گعده و ...،  ساعت کاری به پایان می‌رسد و طبیعی است که اخبار تلخ و نارسایی و... هم در چنین فرصت‌های کوتاهی قابل طرح نیست. البته این تنها علامت بی‌خبری نیست. یک علامت دیگر بی‌خبری، همین اظهاراتی بود که در ابتدای این نوشتار خواندید؛ «اعتراضی بود، تمام شد»! در اینکه آشوب جماعتی از اراذل و اوباش و قاتلین مردم بی‌گناه(مزدوران دشمن) تمام شده و خود مردم بساط آن را با بصیرت جمع کردند که شکی نیست. اما مگر مسئله تنها آن بود و اگر فقط آن نبود، دقیقا چه چیز تمام شد!؟ بیکاری و رکود تمام شد؟ حقوق‌های معوق پرداخت شد!؟کارخانه‌ها به راه افتاد و واردات متوقف شد!؟ ‌اشتغال برای زنان و مردان بیکار درست شد!؟ مشکلات مردم و اسباب گلایه‌های بحق آنها که همه و همه سرجایشان هستند، پس رئیس‌جمهور محترم از تمام شدن چه چیزی می‌گوید!؟ این هم گویای بی‌اطلاعی از اوضاع بیرون از چهاردیواری دفتر کار است.
6- اکنون که چنین است، چاره‌ای نیست جز اینکه مشکلات را به‌نحوی به گوش ایشان برسانیم. اما بازهم برخی معتقدند که بیان این حرف‌ها موجب تکدرخاطر رئیس‌جمهور محترم شده و لذا ممکن است با اتهاماتی همچون سیاه‌نمایی، تلاش برای ایجاد نا امیدی در مردم، تلاش برای ایجاد دوقطبی در جامعه و ... نواخته شویم و بعد از آنکه القابی همچون بی‌سواد، کاسب تحریم، بزدل و... دریافت کردیم،  به جهنم حواله داده شده و البته با شکایات متعددی در دادگاه هم مواجه می‌شویم! این عده برای اثبات ادعای خود،  به ده‌ها پرونده منتقدین در دادگاه‌ اشاره می‌کنند که حتی باعث محکومیت سازنده فیلم تبلیغاتی شخص رئیس‌جمهور (منتقد بعدی) هم شده است! اما به نظر می‌رسد اینها هم تهمت‌هایی ناروا به رئیس‌جمهور باشد! چرا که ایشان همین چند روز قبل مصرانه از همه خواستند که ادب داشته باشند و با ادب با مردم سخن بگویند. بنابراین از چنین شخصی جز نزاکت و ادب برنمی‌آید و چنان سخنانی و بالاتر از آن، تهدید به داغ و درفش و شکایت و زندان و دادگاه از ساحت او به دور است!
7- با این همه،  حالا که آن احتمالات مطرح شده،  منطق هم حکم می‌کند جانب احتیاط را از دست نداده،  به جای همه آنچه باید به رئیس‌جمهور بگوییم و به جای جست‌وجو درباره علت مشکل و ارجاع مردم به روانشناس و جامعه‌شناس و نخود سیاه و... تنها حکایتی نقل کنیم. گفته‌اند کودکی در آغوش مردی ضجه می‌زد و صدای گریه‌اش به آسمان بلند بود. مرد به بچه عروسک داد، آرام نشد، آب‌نبات داد، فایده نکرد،  تکانش داد،  بدتر شد! نوازشش کرد، صدای‌گریه بلندتر شد! پیر دیری از راه رسید و با دیدن صحنه گفت: مشکل خود تویی ! بچه را زمین بگذار آرام می‌شود! مرد چنین کرد و فی‌الحال چنان شد!

آقای روحانی زیر سؤال بردن ائمه(ع) و پیامبر(ص) را به گور خواهید برد

در پی اظهارات سؤال‌برانگیز رئیس‌جمهور درباره عصمت انبیاء 
و ائمه اطهار علیهم‌السلام و ادعای مجاز بودن نقد آنان! و در حالی که انتظار می‌رفت آقای روحانی از سخنان بی‌پایه و اساسی که گفته است توبه کند، دیروز دفتر ایشان با صدور بیانیه‌ای اظهارات ایشان را تغییر داده و تلاش کرد سخنان رئیس‌جمهور را موجه قلمداد کند!  درباره اظهارات آقای روحانی و بیانیه دفتر ایشان گفتنی‌هایی هست. 
۱- دفتر رئیس‌جمهور در بیانیه خود آورده است: «انتساب جمله امام‌زمان(عج) هم قابل نقد است، به رئیس‌جمهور کذب محض است»! که باید گفت گردانندگان دفتر ایشان مانند همیشه درک و شعور مردم را دستکم گرفته‌اند. توضیح آنکه جمله یاد شده ساخته و پرداخته دفتر رئیس‌جمهور است و در سخنان آقای روحانی این مضمون، با عباراتی دیگر که به مراتب از جمله مورد ‌اشاره بی‌اساس‌تر است، آمده است و آقای روحانی با صراحت ادعا کرده است که پیامبر خدا(ص)و امام زمان(عج) و سایر امامان معصوم(ع) قابل نقد هستند! که به آن خواهیم پرداخت.
 اما جعل جمله مزبور که هیچیک از معترضان نیز به آن‌ اشاره نکرده‌اند، دقیقا مانند آن است که گفته شود رئیس‌جمهور نگفته است«امام زمان(عج) هم قابل نقد است» !! و هنگامی که از ایشان پرسیده شود که پس  رئیس‌جمهور چه گفته است؟ پاسخ دهند که ایشان گفته است؛ علاوه بر امام زمان(عج)، پیامبر خدا(ص) و سایر امامان(ع) هم قابل نقد هستند!! یعنی عذر بدتر از گناه!
۲- آقای روحانی روز ۱۸ دی ماه در جمع وزیر و معاونان وزارت اقتصاد می‌گوید: «همه باید انتقاد بشوند استثنا نداریم، تمام مسئولین در کشور قابل نقد هستند، ما در کشور معصوم نداریم، اگر یک وقتی امام زمان ظهور کرد آن‌وقت هم می‌شود نقد کرد. پیامبر(ص) هم اجازه نقد می‌داد. دیگر بالاتر از پیامبر(ص) که در تاریخ نداریم. وقتی پیامبر(ص) یک صحبتی می‌کرد، طرف بلند می‌شد روبروی پیامبر(ص) و می‌گفت: «حرفی که داری می‌زنی نظر خودت است یا وحی است؟» اگر پیامبر(ص) می‌گفت: 
«نظر من است» انتقاد می‌کرد و می‌گفت: «من قبول ندارم». ما در زمان حکومت معصوم هم نقد داریم»!
در این خصوص گفتنی است؛
الف- ممکن است گفته شود منظور روحانی از این جمله که «اگر یک وقتی امام زمان ظهور کرد آن‌وقت هم می‌شود نقد کرد» آن است که در حکومت حضرت صاحب‌الزمان(ارواحنا له الفداء) نیز می‌توان به مسئولانی که در دولت ایشان هستند، انتقاد کرد! و منظور روحانی نقد خود حضرت نبوده است. ولی ادامه سخن رئیس‌جمهور، راه را بر این برداشت می‌بندد و به‌وضوح نشان می‌دهد که منظور روحانی آن است که- نستجیر بالله-  امام‌زمان سلام الله علیه را هم می‌توان نقد کرد! چرا که رئیس‌جمهور در ادامه می‌گوید: «دیگر بالاتر از پیامبر(ص) که در تاریخ نداریم. وقتی پیامبر(ص) یک صحبتی می‌کرد، طرف بلند می‌شد روبروی پیامبر(ص) و می‌گفت: حرفی که داری می‌زنی نظر خودت است یا وحی است ؟ اگر پیامبر(ص) می‌گفت: نظر من است انتقاد می‌کرد و می‌گفت: من قبول ندارم»! این بخش از اظهارات روحانی به وضوح نشان می‌دهد که از نگاه وی، نه فقط امام زمان(عج) بلکه پیامبر خدا(ص) هم قابل نقد است!! 
ب- اینکه در زمان رسول خدا(ص) کسانی بوده‌اند که به قول آقای روحانی از آن حضرت می‌پرسیدند «حرفی که داری می‌زنی نظر خودت است یا وحی است»؟ فقط از یک ماجرا و رخداد در دوران آن حضرت(ص) حکایت می‌کند و نشان می‌دهد در آن هنگام نیز کسانی بوده‌اند که برخلاف دستور خدا و نص صریح قرآن، در مقابل نظر رسول‌الله(ص) تابع محض نبوده‌اند!. علی‌رغم آنچه رئیس‌جمهور در پی به اصطلاح اثبات آن بوده است این پرسش‌ها نشانه آن نیست که پیامبر خدا(ص) هم قابل نقد است! و باید از آقای روحانی پرسید که آیا رسول‌خدا(ص) پرسش آنان را قابل تقدیر! و ضروری دانسته‌اند؟ یا به حال آنها تاسف خورده و از ضعف ایمانشان متاثر شده‌اند؟! 
گفتنی است در مواردی نیز پرسش‌ها برای اطمینان قلب بوده است و نه انتقاد. نظیر پرسش ابراهیم خلیل‌علیه‌السلام از خداوند متعال که درخواست کرد خدا چگونگی برانگیختگی مردگان را به وی بنمایاند و انگیزه خود از این درخواست را اطمینان قلب و افزایش یقین اعلام کرد. 
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي... و یاد آور ابراهیم را آنگاه که به پروردگار خود گفت؛ چگونگی زنده کردن مردگان را به من بنمایان، (خدایش) پرسید؛ آیا ایمان نداری؟ (ابراهیم) گفت؛ بلی ایمان دارم ولی برای اطمینان قلب خود می‌خواهم. سوره بقره، آیه ۲۶۰
‬همانگونه که ملاحظه می‌شود،  هیچیک از موارد فوق جواز انتقاد از رسول خدا و ائمه هدی علیهم‌السلام نیست و تعجب‌آور است که آقای رئیس‌جمهور که خود یک روحانی است مجوز نقد معصومین‌(ع) را از کجا آورده است؟!
۳- در کلام خدا، اطاعت محض از پیامبر(ص) و - به تبع آن- اطاعت از ائمه اطهار علیهم‌السلام به اندازه‌ای روشن و بدیهی است که درک و فهم آن به آسانی امکان‌پذیر است. 
* و مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى، انْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى /  از روی هوی و هوس سخن نمی‌گوید، بلکه آنچه می‌گوید به وی وحی شده است.سوره نجم، آیات ۳و۴
 * ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا / آنچه رسول خدا(ص) به شما داد بگیرید و از آنچه نهی کرد دوری کنید. سوره حشر، آیه ۷
* وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَة إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا / و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده‏‌اش به كارى فرمان دهند براى آنان در كارشان اختيارى باشد و هر كس خدا و فرستاده‏‌اش را نافرمانى كند قطعا دچار گمراهى آشكارى گرديده است.سوره احزاب، آیه۳۶
 همین جا ‌اشاره به این نکته ضروری است که اطاعت بی‌چون و چرا از پیامبر خدا و امامان معصوم علیهم‌السلام در پی اعتقاد عقلایی به برانگیختگی آنان از سوی خداوند تبارک و تعالی است که خالق بندگان، دوستدار آنان و از آنچه تضمین‌کننده سعادت و نیک‌بختی آنهاست با خبر است و این با اطاعت کور از این و آن تفاوت بنیادین دارد.
۴- آقای روحانی در حالی، حتی پیامبر خدا را هم قابل نقد می‌داند که خود تاکنون هیچ نقدی را از سوی هیچ منتقدی بر نتافته و با اهانت و ناسزاهای دور از شأن یک رئیس‌جمهور به منتقدان تاخته است! که از آن جمله است؛
«بی‌سواد، بی‌شناسنامه، مزدور، کاسب تحریم‌، کودک‌صفت، حسود، بزدل، ترسو، جیب‌بر، بی‌قانون، مستضعف‌ فکری، بیکار، متوهم، غوطه‌ور در فساد، سوءاستفاده‌گر، خرابکار، عقب‌مانده، تازه به دوران رسیده، عصر‌حجری، هوچی‌باز، منفی‌باف، یأس‌آفرین، ناشکر، باید به جهنم بروند»! و... اخیرا انقلابیون نفهم!، یک مشت لات!... 
 آقای روحانی در آذرماه سال ۱۳۹۴ یعنی یک ماه قبل از تاریخ اجرای برجام، در یک گفت‌و‌گوی تلویزیونی می‌گوید:«دوران نقد و انتقاد که در جای خودش ارزشمند بود، دیگر جایی در زمینه برجام ندارد»!! 
اکنون جای این سؤال است که وقتی کمترین انتقادی را از سوی کسانی که امروزه به وضوح مشخص شده حق با آنان بوده است، نمی‌پذیرید و نقد آنها را با ناسزا پاسخ می‌گویید، چگونه به خود اجازه می‌دهید حتی 
پیامبر اکرم(ص) را هم قابل نقد معرفی کنید؟! جناب روحانی باور بفرمایید که برافراشتن تابلوی ضرورت نقد اصلا به شما نمی‌آید! 
۵- آقای رئیس‌جمهور! ممکن است بفرمائید که اعتقاد به قابل نقد بودن پیامبر خدا و ائمه‌اطهار، دیدگاه شخصی جنابعالی است و می‌توانید این دیدگاه را برای خود محفوظ و محترم بدارید! و دیگران نیز نباید به نظر شخصی شما اعتراضی داشته باشند! ولی باید گفت این دیدگاه با نص صریح اسلام و مخصوصا آموزه‌های شیعی در تقابل و تضاد است، و انتخاب جنابعالی به ریاست جمهوری از سوی مردم، با این فرض که نگاهی برخاسته از آموزه‌های اسلامی دارید صورت گرفته است. بنابراین دیدگاهتان فقط برای خودتان نیست و نباید با آرایی که از مردم اخذ کرده‌اید مغایرت داشته باشد. البته بیانیه دیروز دفترتان اگرچه در پی توجیه و رفع و رجوع سخنان بی‌پایه و اساس جنابعالی در جمع مدیران وزارت اقتصاد بوده است ولی در پایان بر این نکته تاکید ورزیده است که«باور و اعتقاد به عصمت انبیاء و ائمه معصومین(ع) از مسلمات قطعی شیعه است».
۶ - و بالاخره این نکته هم گفتنی است و امید است برای رئیس‌جمهور نیز شنیدنی باشد که وظیفه ایشان رسیدگی به امور اجرایی کشور و مقابله با مشکلاتی نظیر بیکاری، رکود، گرانی، تامین مسکن، سهولت ازدواج و ده‌ها مشکل دیگری است که مردم و به ویژه محرومان با آن دست به‌گریبان هستند و نه مباحث ایدئولوژیک و نظریه‌پردازی‌های عقیدتی که حاشیه‌ساز و مانع انجام وظایف اصلی ایشان است.
 نگارنده برخی از کسانی که در دفتر رئیس‌جمهور جا خوش کرده‌اند را می‌شناسد و می‌داند که آنان دولت ایشان را«رحم اجاره‌ای» خود تلقی می‌کنند! و تعجب‌آور است که چرا آقای روحانی از نسخه‌نویسی آنها نگران نیست! و به آنان اجازه حضور در عرصه‌ای را می‌دهد که بارها نشان داده‌اند شایسته آن نیستند.
و به قول خواجه شیراز؛
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

برجام و تلگرام

1- فقط عمروعاص‌ها می‌توانند بگویند «وقتی زخمی پیدا کنم، آن قدر می‌خراشم تا به خون بیفتد»! افراد باوجدان و صاحب‌منصبان دیندار، برای زخم و رنج مردم چاره‌جویی می‌کنند. مگس است که دنبال زخم و عفونت برای تغذیه می‌گردد وگرنه طبیعت انسان، از عفونت منزجر است و برای افراد زخم دیده و رنج کشیده، چاره‌جویی می‌کند. متاسفانه برخی سیاسیون یا از رنجهای مردم غفلت می‌کنند که فرصت غواصی دشمن می‌شود و یا بدتر، به جای معالجه، زخم‌های موجود را سرمایه اصلی سوداهای سیاسی خود قرار می‌دهند.
2- رهبر انقلاب اخیرا ضمن تبیین مبسوط نقش دشمن در اغتشاش اخیر فرمودند «یک خطابی دارم من به مسئولان حکومتی خودمان -که البتّه این، شامل خود حقیر هم می‌شود- و عناصر سیاسی، عناصری که در کار سیاست فعّالند، فکر می‌کنند، می‌نویسند، می‌گویند، اقدام می‌کنند؛ ما از دشمن خارجی گفتیم، اینهایی که گفتیم تحلیل نبود، واقعی بود، خبر بود، اطّلاع بود؛ دشمن خارجی هست، امّا این موجب نشود که از ضعف‌های خودمان غافل بشویم. ما هم یک جاهایی‌اشکال و نارسایی و نابسامانی در کارمان هست؛ این‌جوری نیست که ما هیچ‌ اشکالی نداریم، هیچ مشکلی در کار ماها نیست، فقط دشمن خارجی است؛ نه، مگس روی زخم می‌نشیند؛ زخم را خوب کنید، زخم را نگذارید به وجود بیاید. ما اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، نه این شبکه‌ها می‌توانند اثر بگذارند، نه آمریکا می‌تواند هیچ غلطی بکند... دفاع از حقوق مظلومین وظیفه‌ همه‌ ما است؛ بخصوص طبقات ضعیف ملّت؛ همه بایستی مراقب باشیم... باید همه‌ همّت ما این باشد که اینها را از زیر فشار خارج کنیم؛ تلاشمان باید این باشد».
3- یکی از تهدیدهای مهم برای کشور و نظام، به رسمیت نشناختن مشکلات معیشتی مردم از جانب برخی مدیران است. طبق نظرسنجی‌ دستگاه‌های مختلف دولتی، «اشتغال (درآمد)، ازدواج و مسکن»، 3 نیاز و اولویت اکثریت جوانان است. اما مدیرانی را سراغ داریم که دوست دارند برای مردم صرفا «جشن تلگرام یا برجام» بگیرند. هروقت هم از مسئولیت تامین اولویت‌های مردم بپرسید، اول چند فحش آبدار به دولت سابقی که حالا خودشان هستند می‌دهند و سپس می‌گویند «اتوبوس اقتصاد هنوز ته دره است و معلوم است که مردم بهبود وضعیت اقتصادی را حس نکنند»! سیاه‌نمایی، ناامید سازی و کمک به دشمن برای سربازگیری، بدتر از این؟!
4- چرا حاضر نیستند رنج‌های مردم را به رسمیت بشناسند؟ شاید به این دلیل که نپذیرند رویکرد «برجام و تلگرام و دیگرهیچ» عقیم بوده و هشدار کارشناسان مبنی بر اینکه دست روی دست نگذارید و معطل معجزه شیطان بزرگ نمانید، درست از آب درآمده است. تصور می‌کنند انکار و پاک کردن صورت مسئله، بی‌زحمت‌ترین راه‌حل است. اما در واقع مشغول ناامید و ناراضی کردن مردم هستند. آیا هدیه‌ای بزرگ‌تر ازاین می‌شود به دشمن داد؟ دود این وضعیت در چشم مردم و نظام می‌رود؛ چرا که لبه دوم قیچی نفوذ، فرصت پیدا می‌کنند روی موج نارضایتی سوار شوند و ایران قدرتمند و باثبات را درگیر بی‌ثباتی کنند.
5 - هفته نامه صدا ارگان حزب‌اشرافی کارگزاران، مرداد 1395 در صفحه اول خود پرسید «روحانی چگونه دوباره رئیس‌جمهور می‌شود؟». و در پاسخ تیتر زد « با برجام و تلگرام». همین نشریه در صفحات داخلی و در گزارش «وضعیت بیکاری و تأثیر آن در انتخابات»، ضمن ابراز نگرانی نوشته بود «بیکاران انتقام می‌گیرند؟... بیکاری یک سونامی خطرناک است». 17 ماه بعد، یک روزنامه حامی دولت (هفت صبح) درباره اغتشاشات می‌نویسد «بیکاری، متهم اول». همین روزنامه 14 دی ماه به نقل از روزنامه دولتی ایران تصریح کرد «بررسی‌های آماری از وضعیت ‌اشتغال در سال ۹۵ نشان می‌دهد در بعضی از شهرهایی که اعتراضات اخیر در آنها جدی بوده، نرخ بیکاری بالاتر از کل کشور داشته‌اند. از جمله برخی شهرهای استان کرمانشاه و ایذه و دورود.این هشدار برای مسئولان است که برای رکود اقتصادی چاره‌اندیشی کنند». اما درهمین حیص وبیص، فلان دولتمرد همچنان مایل است مردم را با تلگرام و برجام یا بحث‌هایی مانند جواز انتقاد به پیغمبر(ص) و امام معصوم (ع) سرگرم کند.
6- چنین رویکردی، طفره از مسئولیت تامین ‌اشتغال و ازدواج و مسکن جوانان است. چرا به جای کمک به خنثی کردن چالش بیکاری، به رهاشدگی فضای مجازی که دالان نفوذ دشمن در بسترسازی اغتشاش اخیر و آدم‌کشی و خرابکاری و ایجاد بی‌ثباتی در کشور شد، اهتمام دارند؟! عدم رسیدگی به اولویت‌های جوانان و در مقابل، تامین فضای مورد نیاز دشمن در شبیخونی که 25 کشته برجا گذاشت، 180 درجه خلاف مسئولیت برخی مدیران است. آنها به جای درمان، عامل تشدید بر آشفتگی را گسترش می‌دهند. و به جای رفع نارضایتی، فضای رسانه‌ای تهییج به آشوب و آدم کشی و تخریب و ایجاد بی‌ثباتی را فربه می‌کنند. انسان بیکار و بی‌مسکن و بی‌همسر، چند روز یا چند ماه می‌تواند با مخدر «برجام» و «تلگرام» سرخوش شود؟ 100 روز اول؟ 4 ماه؟ یا 4 سال؟ ثم ماذا؟
7- خداوند در آیه 32 سوره مائده می‌فرماید«هرکس، انسانی را - بدون اینکه مرتکب قتل یافساد درروی زمین شده باشد- بکشد، گویا همه مردم را کشته و هرکس، انسانی را زنده کند گویا همه مردم را زنده کرده است». امام صادق علیه‌السلام در تفسیر این آیه فرمود «هر کس فردی را از گمراهی به هدایت رهنمون شود، گویا او را زنده کرده و هر کس فردی را از هدایت به گمراهی بکشاند در حقیقت او را کشته است». لازم نبود به واسطه تحریکات دشمن در فضای مجازی و غبارآلود شدن فضا، 25 نفر (اغلب بیگناه) قربانی شوند، تا مانند همه کشورها، نسبت به تهدید پنهان در فضای مجازی و حضور اتاق مدیریت آن در خارج از کشور نگران شویم. همین پارسال که ستایش قریشی کودک خردسال به شکلی بی‌رحمانه توسط فردی تهییج شده در فضای مجازی به قتل رسید، باید دولت و مجلس و دستگاه قضایی و مردم همگی عزادار می‌شدیم و می‌گفتیم این‌چنین با قساوت کشته شدن یک کودک، کشتن یک جامعه است و باید برای سگ هار پنهان در فضای مجازی که جنگ فرهنگی دشمن را پیش می‌برد، جاره جویی کنیم. آن کوتاهی و سپس بی‌تفاوتی درباره خودکشی چند دختر نوجوان، به قربانی شدن 25 نفر در اغتشاشی انجامید که تدارک ذهنی و رسانه‌ای آن از سوی دشمن فراهم شده بود. البته حکایت ترویج لاابالیگری و انبوه آسیب‌های اجتماعی (فحشا و طلاق و مواد مخدر و...) که در همین بازار مکاره مجازی عمل می‌آید، صورت حساب جداگانه‌ای، خارج از حوصله این نوشتار دارد.
8- برخورداری از «شبکه ملی اطلاعات» سالم و قانونمند، حق مردم ماست. این حق چرا از مردم دریغ می‌شود و بحث را به مجادله برسر فیلترینگ یا عدم فیلترینگ منحرف می‌کنند؟ تاوان زندگی و آینده و استعداد انبوه انسان‌هایی که در اثر بی‌دروپیکری فضای مجازی از بین می‌رود، به گردن مدیران مسئولیت نشناس سنگینی می‌کند. خدای نکرده حتما باید مصیبت ستایش قریشی و... برای اعضای خانواده فلان یا بهمان مدیراتفاق بیفتد تا همدردی و علاج‌اندیشی کنند؟ آیا نهیب رهبر حکیم انقلاب را نشنیدند که فرمود: «ما مسئولین باید مردم را عائله خودمان بدانیم... این ملت، این کشور، این مرزها، این فضای زندگی، عائله ما است. به مسئله آسیب‌های اجتماعی در سطح کشور جوری نگاه کنیم که اگر این آسیب در داخل خانواده خود ما بود، آن جور نگاه می‌کردیم. اگر بنده یک بچه معتاد داشته باشم چه حالی دارم؟ اگر کسی در خانه یک دختر فراری از خانه داشته باشد چه حالی دارد؟ تصورش را بکنید، اگر این دختر از خانه دیگری هم فرار کرد، ما باید همان احساس را به خودمان تلقین کنیم ... ما در واقع اهتمام‌مان به وضعیت مردم مثل اهتمام مان به داخل خانواده خودمان باشد».
9- یک حلقه سیاسی- رسانه‌ای آلوده، مدتی است مطالبات معیشتی مردم را انکار می‌کند و «تحریک رقبای سیاسی» می‌نامد اما همزمان، سعی در رسمیت دادن به آشوبگری ضدانقلاب دارد و می‌خواهد اوباش اجاره‌ای را «مردم» جا بزند. آنها با دشمنان هماهنگ‌اند و انسداد در مطالبات مشروع مردم را لازمه «آشوب نیابتی» می‌دانند. مردم پای کار انقلاب را «کوچک‌نمایی» و آشوبگران را «بزرگ‌نمایی» می‌کنند تا ابزار «چانه‌زنی» در برابر نظام و مردم باشد؛ با این پیام سربسته و نانوشته که اگر روی حق مردم دست بگذارید، ما هم با مهره ضد انقلاب (بلکه در زمین آنها) بازی می‌کنیم و کشور به کام بی‌ثباتی و ناآرامی می‌رود؛ حال خود دانید! آنها دولت را رحم اجاره‌ای خوانده‌اند و ابا نداشتند که حتی اعتباردولت در ماجرای اخیر زیر سؤال رود و پروژه صهیونیسم مسیحی اجرا شود.
10- پس فردا 27 دی ماه، دومین سالروز اجرای برجام است. سه دولت اروپایی در این 24ماه با استفاده از تهدیدهای دولت و کنگره آمریکا (دموکرات‌ها و جمهوریخواهان)، پروژه نُرمالیزاسیون (فشار برای خلع قدرت و توانمندی‌های انقلاب) را پی‌گرفتند. در همین شرایط، دشمن مشغول بازگرداندن تحریم‌ها با بهانه‌های مختلف و در حمایت از فتنه‌گران بود. برجام بماند و اجرا نشود، با برجامی که رسما لغو و ابطال شود، توفیری نمی‌کند. آقای ظریف شهریور امسال در نشست وزرای خارجه طرف برجام گفت: «بعد از 20 ماه هنوز حتی نمی‌توانیم یک حساب بانکی در انگلیس باز کنیم». دشمن سرگرم نقشه خویش است و این طرف کسانی، برای هر 4ماه تمدید تعلیق برخی تحریم‌ها و بازگشت آن با بهانه‌های دیگر جشن می‌گیرند! تهدیدهای جدید ناشی از چیدمان برجام را هم نمی‌خواهند ببینند.
11- هر چهار ماه یک بار، این هیجان بی‌مایه را راه می‌اندازند که آیا دولت آمریکا «تمدید تعلیق برخی تحریم‌ها»! را امضا می‌کند یا نه؟ و تمدید که شد، پیروزی کذایی را جشن می‌گیرند! چگونه توافق کردند همه امتیازات را ظرف کمتر از 2 ماه واگذار کنند اما به آمریکا اجازه دهند به جای لغو یا تعلیق بلندمدت همه تحریم‌ها، تنها بخش کوچکی از آن را در دوره‌های 4ماهه تعلیق نماید و در پایان هر فصل، چشم به اخم و لبخند او بدوزند؟! بدتر اینکه کنگره و دولت آمریکا، بخش مهمی از تحریم‌ها را باز گردانده‌اند و به همین دلیل، سرمایه‌گذاران و شرکای خارجی با وجود علاقه به همکاری با ایران، ریسک این کار را نمی‌پذیرند و فعالان اقتصادی داخلی هم تکلیف خود را نمی‌دانند. این یعنی دمیدن روح تعلیق و رکود به کلیت اقتصاد. اگر یک دهم انرژی و وقتی را که برخی مدیران برای برجام هزینه کردند، صرف تدابیر درونزا می‌شد، اقتصاد پرظرفیت ما قطعا رونق گرفته بود.
12- رهبر انقلاب 12 آبان 95فرمودند؛ «روحیه انقلابی‌گری به معنای داشتنِ شجاعت در اقدام و عمل، ابتکار ورزی برای بن‌بست شکنی، نترسیدن از دشمن و تسلیم نشدن در برابر او، امید به آینده و ایمان به وعده الهی است. متأسفانه برخی‌ها به جای ترویج روحیه انقلابی‌گری، به گونه‌ای سخن می‌گویند و مدیریت می‌کنند که نسل جوان به آینده و انقلاب بی‌اعتماد و از راه امام دور می‌شود و سپس همین افراد از زمانه شکوه و گلایه می‌کنند. زمانه را ما می‌سازیم و اگر می‌گویید زمانه بد است باید ببینیم چگونه عمل کرده‌ایم که تصور می‌کنیم زمانه بد شده است؟ هنگامی که ما گام‌هایمان را محکم برنداریم، به توصیه‌های امام عزیز در وصیت نامه عمل نکنیم و به نام آزادیگری، مردم و جوانان را به سمت لا ابالی‌گری سوق دهیم و به اسم نگاه عقلانی، سازش و تسلیم را در برابر دشمن القاء کنیم، معلوم است که زمانه بد می‌شود».

پاتک ایران به ترامپ

سخنان روز گذشته رهبر معظم انقلاب-همچون همیشه- از جهات مختلف حائز اهمیت و قابل توجه بود آن هم در شرایطی که برخی تصور می‌کردند حوادث روزهای اخیر کشور را در موضع بدی قرار داده و ممکن است اتفاقات بدی بیفتد! اما نگاه رهبر معظم انقلاب،کاملا خالی از نگرانی و مالامال از امید به آینده بود و در عین تذکر درباره مشکلات مردم، فلش ماجرا را دقیقا به سوی کانون اصلی فتنه یعنی دشمنان دیرینه انقلاب بردند. اما بخشی در سخنان ایشان بود که خاص بود و کوبنده. ایشان در واکنش به رفتار احمقانه آمریکایی‌ها در حوادث اخیر ریشه‌ تمام دشمنی‌ها و توطئه‌های ضد ملت ایران را «انقلاب اسلامی» دانستند و فرمودند: «تمام حرکات ناکام دشمن در این چهل سال، در واقع «پاتک» به انقلاب است، زیرا انقلاب حضور سیاسی دشمن را ریشه‌کن کرد... می‌گویند حکومت ایران از قدرت آمریکا هراس دارد؛ در پاسخ می‌گوییم اگر ما از شما هراس داشتیم، چگونه در دهه‌ پنجاه شما را از ایران بیرون ریختیم و در دهه نود نیز شما را از کل منطقه بیرون راندیم.»
«پاتک» اقدام برای دفع یک «تک» یا حمله است. یعنی پس از آنکه فرد یا جبهه‌ای مورد حمله قرار گرفت و از دست خارج شد،برای بدست آوردن آن«پاتک» شکل می‌گیرد. وضعیتی که رهبر انقلاب، آمریکایی‌ها را در آن موضع تصویر نمودند. ممکن است برخی این سخنان را رجز جنگی در آوردگاه نبرد تلقی کنند و نه تنها آن را جایز، بلکه واجب هم بدانند ولی در دلشان باوری بالاتر از رجز نقش نبندد و با خود بگویند: «ما کدام حمله را به آمریکا کردیم و کدام موضع را از آنها گرفتیم که حالا آنها در وضعیت انفعال و پاتک قرار دارند»؟ باور رجز بودن این سخنان، قطعا نادرست است و برای شرح نادرستی آن و پاسخ به سؤال مفروض، نیازمند مقدماتی هستیم. بخوانید:
۱- بهمن ماه سال قبل بود که نشریه اینترنتی آمریکایی«امریکن اینترست» در گزارشی اعلام کرد ایران هفتمین کشور قدرتمند جهان است. در این گزارش آمریکا، چین، ژاپن، روسیه، آلمان و هند در رده‌های اول تا ششم قرار داشتند و ایران بعد از این کشورها در رده هفتم قدرتمندترین کشورهای جهان در سال 2017 قرار داشت. آن گزارش در بخشی از توضیح مربوط به جایگاه ایران نوشته بود: «جنگ‌های نیابتی میان عربستان و ایران همچنان ادامه دارد و با ورود به سال جدید میلادی(2017) ایران در مقایسه با عربستان پیشتاز است. هرچند عربستان همچنان یک قدرت به حساب می‌آید؛ اما در 12 سال گذشته، این ایران است که پیاپی گوی سبقت را از عربستان ربوده است.» این نشریه آمریکایی اذعان کرد: «ایران نقش بسیار سازنده‌ای در بازپس‌گیری حلب از دست تروریست‌های داعش داشت و در جبهه زمینی عراق نیز ایران پیروز واقعی است. نیروهای انصارالله تحت حمایت ایران نیز مقابل عربستان ایستادگی کرده‌اند. این مسائل نشان می‌دهد قدرت ایران برای تاثیرگذاری در تحولات منطقه‌ای به بیش از هر زمان دیگری رسیده است.»
۲- یک هفته قبل بود که «مایک پمپئو» رئیس‌ سازمان سیا در گفت‌و‌گو با شبکه «MSNBC» اعترافات جالب توجهی را به زبان آورد. او گفت: «نفوذ ایران در منطقه در مقایسه با ۷ سال گذشته (2010 میلادی/ 1389 شمسی) بسیار بیشتر شده است. امروز، این کشور نفوذ بسیار زیادی دارد، نفوذی که فراتر از نفوذ آنها در ۶ یا 7 سال گذشته است. ایران در همه‌جای خاورمیانه حضور دارد.»
البته این سخنان بسیار مهم- که گویای عمق نگرانی آنها از اقتدار روزافزون ایران است- نخستین بار نیست که از زبان او بیان می‌شود. تابستان امسال، پمپئو در اندیشکده آمریکایی «اتحاد اطلاعات و امنیت ملی» سخنرانی کرد. در آنجا بود که رئیس‌ سیا، ایران را «چالش بلندمدت ایران» برای آمریکا دانست و صراحتا گفت: «در ایران، ما با یک دشمنی مواجه هستیم که در حال جولان دادن است. برخلاف داعش، جمهوری اسلامی ایران یک دولت ملت قدرتمند است که بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان است»! رئیس‌سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در همین سخنرانی به قدرت جمهوری اسلامی ایران اذعان کرد و گفت: « وقتی شما به آنچه در سوریه، یمن و عراق می‌گذرد نگاه می‌کنید، می‌بینید که توان و تاثیر و نفوذ(ایران) به طرز قابل ملاحظه‌ای طی سال‌های اخیر گسترش یافته است... تهران مشخصا آرزوی تبدیل شدن به قدرت هژمونیک منطقه را دارد... و این بزرگترین چالش بلندمدت ما در خاورمیانه است». 
ماجرای تحقیر او  و در اصل آمریکا را در نامه‌نگاری به سردار سلیمانی را هم که حتما به خاطر دارید. آن هنگام که او در یک سخنرانی رسمی اعلام کرد برای حفظ جان سربازان آمریکایی، به ژنرال سلیمانی نامه نوشتم اما او حتی نامه را باز نکرد!
اینها اقاریر و اعترافات صریح عالی‌ترین مقام امنیتی آمریکاست که با وجود سوابق طولانی وی، نمی‌توان در دقت و درستی آن تردید کرد، مگر آنکه وی را نقاشی بدانیم که‌اشتباها سر از «سی آی ای» در آورده است! 
۳- این نمونه‌ها، و دهها نمونه عینی دیگر همچون زمینگیر کردن ماشین جنگ‌های نیابتی آمریکا در منطقه، موفقیت در خودکفایی و رشد علمی در موضوعات گوناگون،تبلیغ و صدور انقلاب اسلامی به عنوان نسخه‌ای نجات‌بخش و آرمانی مقدس به مستضعفان جهان و...، تنها و تنها بخشی از تصویری است که به واقع از ایران در چشم جهانیان نقش بسته و هیچکدام هم سفارش کیهان یا هیچ مجموعه دیگر حامی انقلاب اسلامی نیست. موضوع تا آن حد واضح و بدیهی و البته نگران‌کننده برای دشمنانمان است که نتوانسته‌اند آن را به هیچ وجه سانسور یا انکار کنند. این واقعیت‌های لذت‌بخش البته درحالی است که معضلات تلخ و قابل توجهی در زندگی مردم وجود دارد. معضلات معیشتی که رهبر انقلاب بارها و بارها برای رفع آنها به مسئولان مختلف تذکر داده‌اند و متاسفانه همچنان باقی است. معنی دیگر این حرف این است که اگر به آن سخنان –  مثلا در حوزه اقتصاد مقاومتی یا فاصله گرفتن از خام‌فروشی نفت – عمل شده بود، حالا در جایگاهی به مراتب بالاتر بودیم و میزان رضایتمندی مردم، رشد شگفت‌انگیزی کرده بود.
این موقعیت، دقیقا همان موضعی است که حضرت آقا روز گذشته از آن به عنوان «تک» یاد کرده، رسما آمریکا را در موضع تدافعی و انفعال معرفی کردند. موضوعی که دیگر و با این توضیحات مختصر، نه یک رجز جنگی که یک واقعیت عینی و غیر قابل انکار است. در سایه این اقتدار واقعی است که حضرت آقا وعده تلافی رفتار احمقانه ترامپ را می‌دهند و خود آمریکایی‌ها بهتر از هرکس می‌دانند که این، وعده‌ای صادق است.
۴- همین واقعیت تلخ برای آمریکایی‌ها بود که باعث شتابزدگی بچگانه آنها شد. کاخ سفید به محض روشن شدن جرقه چند ناآرامی در چند نقطه کشور، از آنها «بوی کباب» حس کرد و شعف زده بیانیه داد و بعد از آن، مقامات سیاسی یکی پس از دیگری سخنانی حاکی از حمایت از مردم ایران(!) به زبان آوردند! خود این رفتار نشان دهنده شدت تحقیرشدگی آنها از جانب ایران است تا جایی که کوچکترین حرکتی، آنها را به واکنشی رضایتمندانه و مالامال از خوشحالی هیستریک وا می‌دارد! این خوشحالی افراطی باعث شد آمریکایی‌ها چشمشان همچون همیشه به حقیقت کور و بسته بماند و خروش میلیونی آحاد ملت را که حدود ده روز است در سراسر کشور ادامه دارد نبینند، اما چند سطل آشغال آتش گرفته را نماد ملت قهرمان(!) بدانند!
۵- البته آمریکایی‌ها در این قضیه تنها نیستند و رسانه‌های زنجیره‌ای که مدام به دروغ دم از مردم می‌زنند و ‌اشک تمساح می‌ریزند، در طول راهپیمایی‌های میلیونی مردم حاضر نشدند حتی یک عکس از این قیام ملی در دفاع از نظام بر آمده از توده‌های وفادار ایران منتشر کنند! آنها از یک سو به آمریکا پالس می‌دهند که ما هستیم و اینجا را روزنامه خودت بدان و همزمان برای اوباش و اراذلی که حتی برای مقدسات هم حرمت قائل نبودند، ‌گریبان چاک می‌کنند و پیگیر حقوق آنها به عنوان «مردم» می‌شوند! شبیه رفتاری که چند نماینده مجلس دارند و به جای پاسخگویی در برابر کوتاهی‌های غیر قابل بخشش آن، به‌دنبال آزادی آشوبگرانند و نمی‌بینند مردم، آنهایی هستند که علیرغم گله‌مند بودن از آنها و دولت، عاشقانه پای انقلابند، خون دل می‌خورند و از انقلاب دفاع می‌کنند.
۶- اما ممکن است این پرسش پیش بیاید که وقتی ما در چنین موضعی هستیم، این ناآرامی‌ها چه معنایی دارد!؟ پاسخ روشن است. نخست آنکه آنچه به عنوان آشوب و بلوا در کشور شاهد بودیم، نه پژواک صدای مردم مطالبه‌گر که ناشی از توطئه دشمنان ایران بود و ثانیا، آشوب و بلوا زمانی ممکن شد که زمینه‌ای برای نارضایتی وجود داشته باشد. چیزی که رهبر عزیز از آن به‌عنوان «زخم» یاد کردند و برای چندمین بار مسئولان را به درمان آن امر کردند. برای از بین بردن این زخم - که در زندگی برخی از مردم عمیق هم شده- باید مسئولان کمر همت ببندند و اجازه ندهند آرزوی آمریکا در ناامیدی مردم از حل مشکلات اقتصادی تحقق پیدا کند. اینکه معاون اول رئیس‌جمهور بعد از گذشت حدود 1600 روز در اختیار داشتن همه ارکان اجرایی و حتی تقنینی کشور، روز گذشته در همایش نکوداشت مرحوم هاشمی رفسنجانی با اقرار به اینکه «وضع معیشت مردم بد شده و قدرت خرید مردم کاهش پیدا کرده» فرافکنانه بگوید: «اقتصاد هنوز در ته دره است»! شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت است. عمر دولت در کشور 4 سال است نه 400 سال و این چیزی نبوده که بر کسی مخفی بوده باشد. در همین 4 سال می‌شد خیلی کارهای مفید کرد تا حالا در سال پنجم نیازی به فرافکنی و سخن از گذشته گفتن نباشد. 
آمریکا در برابر مردم ما تحقیر شده و این درس بزرگی به ملل عالم است. تحمل این وضع برای آنها بسیار دشوار است و می‌کوشند به هر نحو ممکن، ما را از راهی که آمده‌ایم بازگردانند. اگر همت مسئولان در جبران مشکلات زندگی مردم تنها اندکی بیشتر شود، آمریکایی‌ها این آرزو را به گور خواهند برد.

آقای روحانی لفاظی بس است به خود بیایید!!!!

مدرسه «کامیونیتی» که به مدرسه آمریکایی نیز شهرت داشت، با مساحتی بیش از ده هزار متر مربع در مرکز تهران
- خیابان مریضخانه، شمال خیابان مجاهدین(ژاله سابق)- واقع شده بود. این مدرسه را میسیونرهای آمریکایی مقیم تهران در سال ۱۸۳۰ میلادی- ۱۲۰۸ شمسی- تاسیس کرده بودند. این مدرسه که در آغاز به دانش‌آموزان آمریکایی و اروپایی که والدینشان در ایران ماموریت داشتند اختصاص یافته بود، به تدریج و از اوایل دهه ۳۰ به مدرسه‌ای برای فرزندان رجال و اقشار مرفه ایرانی تبدیل شده بود. مدرسه کامیونیتی در سال۱۳۵۷، سال پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک به ۳۰۰ تن از دانش‌آموزان را که از فرزندان همان قشر مرفه بودند در خود جای داده بود. 
در سال ۱۳۵۸ شهید رجائي مشاور وزیر آموزش و پرورش در دولت موقت بود و آقای اصغر نوروزی، رئیس‌منطقه ۱۲ آموزش و پرورش بود که مدرسه کامیونیتی در آن منطقه قرار داشت. نوروزی با استناد به مالکیت مدرسه که متعلق به دولت بود، اختصاص مدرسه‌ای با مساحت بیش از ۱۰ هزار متر به حدود ۳۰۰ دانش‌آموز از اقشار مرفه را در مقایسه با سایر مدارس دولتی که انبوهی از دانش‌آموزان را در فضایی کوچک جای داده بودند، ناعادلانه دانسته و خواستار انضمام آن به سایر مدارس دولتی شد. این تصمیم مخالفت شدید والدین و برخی از مسئولان وقت را به دنبال داشت و نهایتا قرار شد در جلسه‌ای با حضور شهید رجائی، اصغر نوروزی و جمعی از والدین دانش‌آموزان در این‌باره تصمیم‌گیری شود. در آن جلسه که برخی از سران نهضت‌آزادی نیز حضور داشتند، یکی از والدین که به نمایندگی از بقیه سخن می‌گفت، اظهار داشت؛ اگرچه امتیازات و امکانات این مدرسه بسیار بیشتر از سایر مدارس دولتی است ولی باید توجه داشته باشید که ما در اینجا دکتر و مهندس تربیت می‌کنیم که در خدمت مردم و از جمله همین دانش‌آموزان کم بضاعت قرار می‌گیرند! در این هنگام شهید رجائی پاسخی داد که برای همیشه در لوح تاریخ ایران اسلامی باقی خواهد ماند، اگرچه این روزها برخی از مسئولان از آن فاصله فراوانی گرفته‌اند. آن شهید بزرگوار گفت: اگر فرزندان این مرز و بوم از دیفتری و حناق بمیرند، بهتر است تا از عقده بمیرند و ناچار باشند در نظام اسلامی این فاصله طبقاتی را تحمل کنند! این مدرسه متعلق به دولت است و باید همه اقشار ملت از آن بهره ببرند، ضمن آنکه چه کسی گفته است فقط فرزندان شما استعداد دکتر و مهندس شدن را دارند و دانش‌آموزان محروم و مستضعف از این استعداد بی‌بهره هستند؟! کلام شهید رجائی که از ژرفای دل محروم‌نواز و عدالت‌خواه او بیرون آمده و بر زبانش نشسته بود، فصل‌الخطاب بود و... مدرسه آمریکایی کامیونیتی باز‌پس گرفته شد.
دیروز آقای دکتر روحانی در دیدار وزیر و معاونان وزارت امور اقتصادی و دارایی گفت: «مشکلی که امروز با آن مواجه هستیم، فاصله ما مسئولان با نسل جوان است. امروز آن‌طوری که ما فکر می‌کنیم، با آنچه که جوانان فکر می‌کنند، متفاوت است. امروز نگاه جوانان به دنیا و زندگی با نگاه ما فرق می‌کند و این ‌اشکال اساسی است»! 
تاکید رئیس‌جمهور محترم بر تفاوت سبک زندگی جوانان با مسئولان، نشان می‌دهد که منظور ایشان از «فاصله مسئولان با نسل جوان» فاصله طبقاتی و تفاوت برخورداری از امکانات مالی و معیشتی نیست! که باید- با عرض پوزش- این بخش از اظهارات آقای روحانی را اینگونه تصحیح کرد که؛ مشکل امروز فاصله طبقاتی مسئولان- البته برخی از آنان- 
با توده‌های مردم و از جمله «نسل جوان» است و نه تفاوت و فاصله اندیشه و نوع و سبک زندگی! 
یکی از مشکلات مشترک آقای روحانی با آقای احمدی‌نژاد این بوده و هست که فراموش کرده‌اند وظیفه اصلی ایشان اداره قوه مجریه است و نه نظریه‌پردازی ایدئولوژیک! اظهار نظر درباره سبک زندگی و تفاوت خواسته نسل‌ها بر عهده کارشناسان و صاحبنظران این عرصه است و رئیس‌جمهور باید به امور مربوط به حوزه مسئولیت خویش بپردازد و امکانات و ظرفیت‌های نظام را با پرداختن به اموری که در حوزه مسئولیت ایشان نیست هدر ندهد و یا -خدای نخواسته - با پیش‌کشیدن اینگونه مسائل خود را از توضیح درباره وظایفی که رئیس‌قوه مجریه بر عهده دارد، بی‌نیاز نداند! 
می‌گویند یکی از نامزدهای ریاست جمهوری در نطق انتخاباتی خود خطاب به مردم می‌گفت؛ اگر من رئیس‌جمهور شوم با امپریالیسم، سوسیالیسم، آنارشیسم، فاشیسم، ایده‌آلیسم، مارکسیسم و... به شدت مقابله می‌کنم! در این هنگام پیرمردی از میان جمعیت برخاست و در حالی که از درد به خود می‌پیچید گفت من که از این همه ایسم چیزی نفهمیدم. کاش برای روماتیسم بنده هم فکری می‌کردید!
آقای رئیس‌جمهور! کاش توضیح می‌دادید جوانان مورد نظر جنابعالی در سخنان دیروزتان چه کسانی هستند؟! آیا خیل انبوه جوانانی را می‌فرمایید که مانند بسیاری دیگر از اقشار مردم از بیکاری، تورم، گرانی لجام گسیخته کالا و خدمات ضروری، نداشتن مسکن، گرانی اجاره‌بها و... رنج می‌برند و در همان حال برخی از مسئولان را می‌بینند که در خانه‌های چند ده میلیارد تومانی زندگی می‌کنند، حقوق‌های نجومی می‌گیرند، خودروهای لوکس و گران‌قیمت سوار می‌شوند و...؟! و یا فرزندان برخی از حرامخواران که به قول رهبر معظم انقلاب مست ثروت و غرورند و سوار بر ماشین‌های آنچنانی در خیابان‌ها جولان می‌دهند و...؟! 
و البته هنوز هیچ مسئولی از آنان نپرسیده است که از کجا آورده‌اند؟!
مشکل امروز جوانان و سایر مردم زندگی ‌اشرافی برخی از مسئولان است و فاصله‌ای پر‌ناشدنی که با توده‌های ملت، مخصوصا اقشار محروم و مستضعف گرفته‌اند. و باز هم به قول رهبر معظم انقلاب؛
«جلوی ‌اشرافی‌گری باید گرفته بشود، ‌اشرافی‌گری بلای کشور است. وقتی ‌اشرافی‌گری در قله‌های جامعه به وجود آمد، سرریز خواهد شد به بدنه. آن وقت شما می‌بینید فلان خانواده‌ای که وضع معیشتی خوبی هم ندارد، وقتی می‌خواهد پسرش را داماد کند و یا دخترش را عروس کند، یا فرض کنید میهمانی بگیرد، مجبور است به سبک ‌اشرافی حرکت بکند... رفتار مسئولین، گفتار مسئولین، تعالیمی که می‌دهند باید ضد این جهت ‌اشرافی‌گری باشد. کما اینکه اسلام اینجوری است.»
از حضرت امیر علیه‌السلام است که هرجا ثروت انبوهی است در کنارش حق ضایع شده‌ای وجود دارد و اینگونه بود که امام راحلمان رضوان‌الله‌تعالی علیه، می‌فرمود؛ «روحانیت‌متعهد، به خون سرمایه‌داران زالو‌صفت تشنه است.»
درباره سخنان دیروز رئیس‌جمهور محترم گفتنی‌های دیگری نیز هست که به بعد موکول می‌کنیم.

شوخی با گنجشک‌ها(کیهان)

 


اغلب مواضع و تحلیل‌هایی که این روزها درباره قضایای اخیر کشور ارائه می‌شود در پی پاسخ دادن به این سؤال هستند که منشأ و عامل اغتشاشات اخیر چه یا که بود. اغلب پرسش‌کنندگان به دنبال پاسخ‌های ساده و سرراست هستند. در این میان برخی به اصطلاح تحلیلگران به طرز عجیب و غریبی سعی دارند به مشتریان خود بقبولانند که عامل و منشأ این آشوب و اغتشاش هرچه باشد، خارجی نیست و به آنهایی که از دشمن و نقش آن سخن می‌گویند، نهیب می‌زنند که 40 سال از توطئه دشمن گفتید و دیگر بس است! نمونه‌اش بیانیه دیروز 16 تن از فعالین اصلاح‌طلب که مدعی شده‌اند؛ «تمرکز روی عوامل خارجی، علاوه‌بر توهین به جامعه ما، باعث غفلت یا تغافل از ریشه‌های اعتراض و نارضایتی و درمان آنها می‌شود.»
حال گمان می‌کنید این جماعت و هم‌پیاله‌هایشان وقتی روی گزینه عامل خارجی خط می‌کشند، به سراغ چه گزینه‌های دیگری می‌روند؟ یک نمونه از آنها که دیروز در یکی از روزنامه‌های مدعی اصلاحات منعکس شده جالب و قابل تامل است. از منظر این آقایان آشوب‌های اخیر زیر سر کیهان است! بله درست خواندید کیهان! نوع استدلال هم بدیع و درخور تامل است. کیهان با تیترهای اقتصادی اخیر خود درباره تورم و قیمت بنزین، باعث القای حس بدبختی و فقر میان مردم و در نتیجه ناراضی‌سازی، اعتراض و آشوب شده است! به روی مبارک هم نمی‌آورند که تا دیروز می‌گفتند تیراژ کیهان 7هزار نسخه بیشتر نیست و اصلاً مگر کسی کیهان هم می‌خواند. از نظر این جماعت، دستگاه‌های امنیتی سیا و موساد و ام.آی6 با همراهی پادوهای منطقه‌ای خود اساساً نمی‌توانند تاثیری بر وقایع ایران داشته باشند و نداشته‌اند، اما یک روزنامه که حتی در رسانه ملی(؟!) کشور هم سانسور می‌شود، عامل همه این قضایاست! وقتی فضای غالب رسانه‌ای کشور در سیطره چنین زردنامه‌هایی است که افکار مالیخولیایی خود را به‌جای تحلیل به خورد مخاطب می‌دهند، اینکه مردم اقبال چندانی به مطبوعات ندارند بیش از آنکه جای تاسف داشته باشد، جای شکر دارد!
دولت محترم نیز در این میان و البته مثل همیشه راه جالبی را در پیش گرفته است. ماجرا به هرکس و هرچیزی ممکن است ربط داشته باشد -که البته مرتبط با مخالفان دولت است!- اما هیچ ربطی به ما ندارد. خلاصه این تفکر و نگرش را می‌توان در یادداشت وزیر محترم راه و شهرسازی در شماره دیروز یکی از همان روزنامه‌های کذایی دید که با صراحت بعد از 5 سال هنوز هم عامل مشکلات مردم را دولت پیشین دانسته و با تلویح نزدیک به تصریح انگشت اتهام قضایای اخیر را نیز به سوی همان گروه دراز می‌کند. راهکار پیشنهادی نیز جالب است؛ باید به کانون آتش (همان‌هایی که دولت محترم مدعی است آتش زیر سر آنهاست) یورش برده شود!
می‌توان چشم بر روی واقعیات بست و همچنان به همین تحلیل‌های دم‌دستی ادامه داد و این و آن را متهم کرد اما این نوع نگاه و تحلیل گره‌ای از کار فروبسته مردم و راهی به سوی سامان دادن معضلات نمی‌گشاید. اغتشاشات اخیر اگرچه هزینه‌های مادی و معنوی گوناگونی برای کشور و مردم به همراه داشت اما خالی از فایده و عبرت نیست و اگر هوشیاری، دلسوزی و اراده وجود داشته باشد، می‌توان از همین خسارت و تهدید، درس‌هایی فرا گرفت و فرصت نیز ساخت. 
مردم در این معرکه نیز مانند همیشه برادری خود را ثابت کردند و نشان دادند علیرغم همه مشکلات و نارسایی‌ها و گلایه‌های بحقی که دارند، همچنان در دفاع از نظام و کشور خود ثابت‌قدم و استوارند. این پایمردی نیز بی‌دلیل و از سر عادت و اجبار و امثال اینها نیست. آنان برای رفتار خود دلیل عقلی و قلبی محکمی دارند که نادیده انگاشتن آن از سوی دشمن خارجی و مغرضان کوته‌فکر داخلی، چیزی از برندگی و قاطعیت آن نمی‌کاهد. آن دلیل محوری و بنیادین آن است که رهبر خود را در قول و فعل صادق و همپای خویش می‌بینند. این اعتماد که محصول یک عمر زندگی ساده و سلوک فردی و سیاسی مومنانه و رابطه صادقانه با آحاد ملت است، همچون رشته محکمی این ارتباط دوسویه را در کوران حوادث هزاررنگ و مردافکن حفظ و بلکه تحکیم کرده است.
به سؤال اولیه بازگردیم. منشأ و علت – یا علل- این ماجرا چیست؟ پاسخ در این گزاره نهفته است که عده‌ای دو موضوع کلیدی را شوخی گرفته‌اند و نتیجه این شوخی، تراژدی امروز است. ملت ایران سال‌هاست که از سه جبهه مورد تهاجم جدی دشمن قرار‌گرفته است؛ جبهه امنیتی-نظامی، اقتصادی و فرهنگی. اگر امروز در جبهه امنیتی-نظامی اقتدارمان از مرزها نیز عبور کرده و یاری‌رسان سایر مظلومان و مستضعفان منطقه نیز هستیم، به سبب آن است که فرماندهان این جبهه ماجرا را جدی گرفتند و آستین بالا زدند و جهاد کردند. آنها هم می‌توانستند بگویند امکانتمان کم است و بودجه کافی و تجهیزات ما با دشمن قابل مقایسه نیست و هزینه جانی دارد و امثال این دلایل و بهانه‌ها که هرچند خالی از واقعیت هم نیست اما آنان نشان دادند حتی با وجود نقایص و کاستی‌ها، با حرکت و اراده و تلاش مضاعف می‌توان به اهداف خیره‌کننده رسید. 
هرقدر جبهه نخست جدی گرفته شد، دو جبهه دیگر به روزمرگی و بطالت و خسران گذشت. در جبهه اقتصاد، نیروی داخلی را با واردات بی‌رویه هر چیزی از شیر مرغ گرفته تا سنگ پا و دسته‌بیل و سنگ قبر و جان آدمیزاد زمینگیر کردیم. هر که خواست کاری تولیدی کند، نه تنها ارگان و نهادی دستش را نگرفت بلکه در انداختن سنگ بزرگ‌تر پیش پایش مسابقه گذاشتند و شیرفهمش کردند که مگر مغزت معیوب است که می‌خواهی کار تولیدی کنی؟ برو سرمایه‌ات را در یکی از بانک‌ها یا موسسات مالی بگذار و بخواب و روزشمار سودت را بگیر و زندگی‌ات را بکن! بعد به همین مدیران سنگ‌انداز و سرمایه‌سوز حقوق نجومی دادیم و آنها را سرمایه نظام خواندیم! و برای آنکه بیشتر بر زخم مردمی که با بیکاری شرم‌آفرین دست به‌گریبانند نمک بپاشیم، در فیش حقوقی سرمایه‌های نظام! حق اوقات فراغت فرزندان منظور کردیم!
در جبهه فرهنگی هم که پیشانی و خط مقدم آن عرصه رسانه و جنگ برای نفوذ در مغزها و قلبها و تسخیر دژ افکار عمومی است، چنان عمل کردیم که شخصاً نمی‌دانم اگر نامش خیانت نیست، چه عبارتی برای آن باید بکار برد. عنان سبک زندگی و افکار عمومی کشور را به دست فضای مجازی سپردیم. هر که از سر دلسوزی هشدار و راهکار داد، برچسب خورد که این مخالف آزادی و گردش آزاد اطلاعات است. وقتی بیگ دیتای یک جامعه و ملت را مفت و آسان در اختیار بیگانه می‌گذاریم، مانند آن است که کسی کل نقشه جبهه خودی را با تمام جزئیات ریز و درشت آن را در خوشبینانه‌ترین حالت در اختیار غریبه‌ای که خط و ربط آن مشخص نیست، بگذارد. نقشه‌ای که حتی فرماندهان میدانی خودی نیز به آن دسترسی ندارند و از داشتن آن محرومند. سخن و سند و تحلیل در این زمینه بسیار است و پرداختن به این موضوع بسیار مهم و کلیدی و ارتباط ارگانیک آن با آشوب‌های اخیر فرصتی دیگر می‌طلبد و به همین پرسش بسنده می‌شود که آیا هنوز هم زمان پایان برخورد جناحی و بازی با امنیت ملی کشور در این حوزه فرا نرسیده است و هنوز هم عده‌ای می‌خواهند از این عرصه برای ساختن دوقطبی‌های عوام‌فریب بهره ببرند و بر سر شاخه نشسته و بن ببرند؟!
ریشه این اعتراضات وقتی خشک و کشور در برابر آشوب و اغتشاش واکسینه می‌شود، که مسئولین محترم عینک سیاست آلوده به گرد و غبار منافع شخصی و حزبی را از چشمان مبارک برداشته و از شوخی انگاشتن جنگ اقتصادی و رسانه‌ای دست بکشند. 
وقتی راه دلار را چنان بسته‌اند که سفارتخانه‌های خارجی در تهران نیز دلار مورد نیاز خود را با چمدان وارد می‌کنند، وارد کردن سالانه ده‌ها هزار خودروی لوکس خارجی آن هم به نام زنان مجهول‌الهویه روستایی که به نان شب خود محتاج هستند و ناگهان همچون برف آب شده و همچون ماهی در دل دریا مفقود می‌شوند، یعنی شوخی! وقتی ذهن ملت زیر بمباران هزاران توپخانه رسانه‌ای دشمن است و صدا و سیما به عنوان خط مقدم این نبرد، تبدیل به اداره‌ای عریض و طویل شده که برای زیرنویس کردن یک خبر فوری باید هفت‌خوان بوروکراتیک را پشت سر بگذارد یعنی شوخی! کودکان شوخی شوخی سنگ پرتاب می‌کنند اما گنجشک‌ها جدی جدی می‌میرند...

چرا باید یک نفر در کشور ۳۵ شغل داشته باشد؟

 

وقتی دشمن حمله می‌کند و اساس را هدف می‌گیرد، برای کسی تردیدی باقی نمی‌ماند که باید با چنین جریانی مرزبندی روشنی داشته باشد.

 مردم ایران اگر این روزها متحد و منسجم به صحنه آمده و علیه اغتشاشگران تظاهرات و راه پیمائی می‌کنند به همین دلیل است. مردم، هرگز حاضر نیستند به بهانه مشکلات اقتصادی و حتی سیاسی دست به اغتشاش بزنند و کشور را ناامن کنند.

اگر بعد ازناکام شدن توطئه گران، در روش‌های گذشته تجدیدنظر کنیم و از تکرار اشتباهات گذشته پرهیز نمائیم، نظام جمهوری اسلامی را از گزند مصون خواهیم ساخت ولی اگر عبرت نگیریم و پیروزی بر اغتشاشگران، ما را مغرور کند و به تشدید اشتباهاتمان وادارد، باید بپذیریم که دشمنِ همیشه در کمین بار دیگر خواهد آمد ولی در آن زمان شاید تضمینی برای پیروزی ما و شکست دشمن وجود نداشته باشد.


اشتباهات ما زیادند ولی لازم است در این مجال به چند مورد از مهم‌ترین ‌های آنها اشاره کنیم 

- در مسئولیت دادن‌ها چرخش نخبگان نداریم. هر وقت حکمی از رسانه‌ها خوانده و دیده و شنیده می‌شود که به موجب آن کسی مسئول دستگاه یا جائی و یا کاری می‌شود در یک دایره محدود چند نفره است. این وضع اسفبار به جائی رسیده که بعضی افراد هم اکنون که میلیون‌ها نفر در این کشور بی‌کارند بیش از 35 مسئولیت دارند بطوری که اگر از خودشان درباره تعداد مشاغلشان سوال شود قادر به شمارش آنها نیستند! مگر در کشور ما قحط الرجال است که بعضی‌ها باید ابوالمشاغل باشند و عده‌ای بی‌کار و خانه نشین؟! 

- بسیار دیده می‌شود افرادی که زندگی پائین‌تر از متوسط دارند، یکشبه میلیاردر می‌شوند و با خودروهای چند صد میلیونی و خانه‌های چند ده میلیاردی بالای شهر مانور اشرافیت می‌دهند. این، یعنی اقتصاد ما افسارگسیخته است و هیچ حساب و کتابی در کار نیست. با این وضعیت، هر قدر شعارهای زیبای اقتصادی بدهیم چیزی درست نمی‌شود. باید برای جلوگیری از پدید آمدن طبقه اشراف که هر روز بر تعدادشان افزوده می‌شود و به همین نسبت فقر و بیکاری رشد می‌کند، اقدامی اساسی کرد. 

- اظهارنظر کردن که شغل و نان و آب نیست تا شما آن را به کسانی که دوست دارید بدهید. چرا کارشناسان شما در صدا و سیما به چند نفر که فقط طبق میل شما حرف می‌زنند منحصر و محدود شده؟ اینهمه صاحبنظر داریم که حرف حساب دارند و با دنیا آشنا هستند ولی به دلیل اینکه حرفی را که می‌فهمند می‌زنند نه آنچه شما دوست دارید، هرگز برای نظر دادن دعوت نمی‌شوند. می‌دانید وقتی اظهارنظرها یکطرفه شود چه فاجعه‌ای برای آزاداندیشی رخ می‌دهد؟ می‌دانید وقتی حرف‌ها در سینه‌ها حبس شود چه اتفاقی می‌افتد؟ 

- تقسیم شغل‌ها قرار بود براساس شایسته سالاری باشد. این، شعار محوری انقلاب و تمام دولت‌ها بود و هست، ولی آیا به آن عمل می‌شود؟ با قاطعیت اعلام می‌کنیم پاسخ منفی است.

- عدالت قضائی چقدر در جامعه ما جریان دارد؟ اینکه کسی با اغراض سیاسی و قدرت طلبی درصدد هدف قرار دادن مسئولین قضائی کشور باشد، مطلب دیگری است اما آیا مردم در محاکم قضائی مشکلی ندارند؟ پرونده ‌ها به سرعت و با عدالت مورد رسیدگی قرار می‌گیرند؟ حساب قضات شریف و پاکدامن جداست، ولی آیا عده‌ای عامل ناراضی تراشی نیستند؟ آیا می‌دانید اگر دستگاه قضائی به درستی کار کند، کشور به سوی درستی و فسادزدائی به پیش خواهد رفت؟ برای رسیدن به این هدف، چقدر تلاش می‌شود؟ 

- شعار وحدت می‌دهیم، هفته وحدت برگزار می‌کنیم و از دشمن مشترک بیرونی حرف می‌زنیم ولی برای جذب نیروهائی که با ما اختلاف سلیقه دارند چه اقدامی کرده ایم؟ پیامبر اکرم بعد از فتح مکه حتی به مشرکین امان دادند و فرمودند خانه ابوسفیان پناهگاه آنها باشد. ما با نیروهای انقلابی که در جائی اعتراض یا انتقاد دارند نه تنها چنین رفتاری نمی‌کنیم بلکه حقوق شهروندی معمولی را هم از آنها دریغ می‌ورزیم.
- تاسفبارتر اینکه خود را اسلام و رقبای مسلمان خود را دشمنان اسلام می‌پنداریم و می‌گوئیم اگر مردم به آنها رای بدهند، اسلام از بین می‌رود و ما هر طور شده نباید بگذاریم چنین اتفاقی بیفتد!
این «خود اسلام پنداری» از سایر مشکلات، خطرناک‌تر و حتی ریشه بقیه مشکلات است. باید برای تصحیح این اشتباهات اقدام جدی کنیم تا بقاء نظام جمهوری اسلامی تضمین شود والا هیچ تضمینی وجود نداردکه توطئه‌ای که امروز شکست خورد فردا به شکل دیگری سر بر نیاورد.

ریشه‌های اغتشاش روزهای اخیر کجاست؟(کیهان)

 


ناآرامی‌های هفته گذشته، اعتراض مدنی بود یا اغتشاش و آشوب نیابتی؟ این اتفاق در کجا ریشه داشت؟ مردم کجای این ماجرا بودند و دوست و دشمن چه قدر سهم داشتند؟
1- انقلاب اسلامی که با بالندگی نسل به نسل ملت ایران رشد کرده و در منطقه وسعت یافته، ریشه‌دارتر از آن است که با چشم‌بندی فضای مجازی و ترسیم کاریکاتور «جنبش» توسط دشمن، از پیشرفت باز بماند. طبعا هیچ کس از شبیخون دشمن خوشحال نمی‌شود. می‌شد از عوام تا خواص، خواب نباشیم و این ضربه را به جان نخریم. اما در عین حال، همین اتفاقات و خسارت‌های آن برای کشور، بار دیگر به همه ما یادآوری کرد دشمنان قسم‌خورده‌ای داریم که اگر انکارشان کنیم و گرم خواب شویم، آنها به خواب نخواهند رفت. اگر هوشمندانه و مومنانه رفتار کنیم، تحرکاتی از جنس اغتشاشات اخیر، به مثابه واکسن عمل می‌کند و به کشور مصونیت می‌بخشد؛ هر چند که نتیجه اولیه آن، تب و التهاب باشد. 
2- این رویداد تلخ با وجود همه هزینه‌هایش نشان قدرتمندی جمهوری اسلامی است؛ نظامی که به مردمش تکیه دارد و در روزهای دشوار، با به میدان آمدن همین مردم، از موانع بزرگ عبور می‌کند. باید عنایت داشت که اغتشاش اخیر، نه اتفاقی طبیعی بلکه عملیات مهندسی‌شده و تدارک‌شده از سوی سرویس‌های جاسوسی «صهیونیسم مسیحی» (آمریکا و انگلیس و اسرائیل) و پادویی رژیم نگون‌بخت سعودی برای گرفتن انتقام شکست‌های زنجیره‌ای بود. قریب یک دهه است CIA، MI6 و موساد (و سرویس جاسوسی فرانسه)، یک اتاق عملیاتی مشترک راه انداخته و برخی پروژه‌های ضدایرانی را مشترکا اجرا می‌کنند. جارو کردن بساط فتنه و اغتشاش اخیر به دست خود مردم، نشان ریشه‌داری جمهوری‌اسلامی است. فتنه‌ها اسباب تعمیق شعور عمومی است، اگر که با همت، تهدید دشمن را تبدیل به فرصت کنیم.
3- وقتی از «مردم» حرف می‌زنیم یعنی 80 میلیون ایرانی. سرجمع آنها که در کف‌خیابان اقدام به آدمکشی و خرابکاری اموال عمومی و خصوصی کردند، چند هزار نفر نمی‌شود. اگر شروع اعتراض در مشهد مربوط به مالباختگان برخی شرکت‌ها و صندوق‌ها بود، اما موج‌سواران و آشوبگران، مردم نبودند. عملکرد آشوبگران، به خسارت‌های اقتصادی قابل توجهی برای مردم و کشور منتهی شد. خساراتی که اغتشاشات اخیر در بازار بورس و ارز و... پدید آورد (گران شدن 150 تومانی دلار و سقوط 2400 واحدی بورس و کاهش معاملات و تشدید رکود)، مستقیما متوجه زندگی قاطبه مردم صرف‌نظر از سلیقه سیاسی آنها می‌شود. همچنین به تجربه دریافته‌ایم در هر نوبت تحرکات آشوبگران نیابتی، دشمنِ ناامید، روحیه گرفته و بر تحریم‌ها می‌افزاید. 
4- با ایجاد بی‌ثباتی اقتصادی و ناامنی، خیانت بزرگی در حق ملت و نظام اتفاق افتاد و به هیچ وجه نمی‌توان از عوامل این جنایت سازمان‌یافته گذشت. این طیف، پیاده‌نظام جنگ نیابتی دشمن هستند و مطلقا نمی‌توان با آنها مماشات کرد. در این جنگ نیابتی، هیچ مدیر و سیاستمدار و حزب و رسانه‌ای نمی‌تواند بی‌طرف باشد، دوپهلو حرف بزند و یا با تحریف صورت مسئله، خسارت‌زنندگان و آدمکشان و تخریب‌کنندگان اموال و اماکن دولتی و خصوصی را «معترض مدنی» جا بزند و به اسم رسمیت اعتراض مدنی، برای تروریست‌های اقتصادی و سیاسی، حاشیه امنیت بسازد. تحریفگران بی‌تردید با تروریست‌ها همدست هستند و با آنها باید معامله دشمن کرد. اینکه «مشکلات جدی اقتصادی داریم و باید صدای مردم شنیده و مشکلات چاره‌جویی شود» با اینکه به بهانه مشکلات، برای کشور مشکلات امنیتی و سیاسی درست کنیم که همان مشکل اقتصادی را تشدید کند، دو مسئله کاملا جداست.
5- برخی رسانه‌های مدعی اصلاح‌طلبی سوابق هیزم‌کشی در آشوب‌های 78 و 88 داشتند و شماری از همکاران آنها پس از ارتکاب خیانت‌های متعدد، از کشور‌ گریخته و به BBC و VOA و رادیو فردا و... پیوستند. این طیف ضمن تحریفگری تلاش کردند مغالطه‌ای را در دهان برخی مدیران بگذارند. آنها گفتند اعتراض حق مردم است و اعتراض را باید به رسمیت شناخت. معلوم است که باید حرف مردم را شنید و به مشکلاتشان به عنوان ولی‌نعمت صاحب‌منصبان رسیدگی کرد. اما اولا کسانی که آدم کشتند و به اموال و مراکز عمومی یا شخصی و مغازه‌های مردم حمله کردند، مردم بودند یا مزدوران دشمن؟! ثانیا مخالف‌خوانی و اعتراض اگر از منتقدان پذیرفته باشد، مطلقا از کسانی که باید پاسخگوی وعده‌های خود و مطالبات مردم باشند، مسموع نیست. ثالثا این محافل می‌خواهند پوست‌خربزه زیر پای دولت بگذارند. آنها طی چند سال گذشته، با دمیدن در هیجان توافق با شیطان بزرگ، فرصت بهبود وضعیت اقتصادی را دریغ کردند تا به نارضایتی مردم منجر شد. این طیف با دولت هم صادق نیستند، چون آن را صرفا کاتالیزور و رحم اجاره‌ای نقشه‌نیابتی خود می‌دانند.
6- زمانی که صاحب‌نظران و رسانه‌های منتقد درباره عواقب خسارت‌آمیز بی‌عملی برجامی برخی مدیران هشدار می‌دادند، پاسخ دولت و برخی حامیان سیاسی-رسانه‌ای آن، توهین و تحقیر و انکار بود. اما هنگامی که از صدقه‌سر فرآیند برجام، فشار اقتصادی بر مردم شدت گرفت، ناگهان نعل وارونه زدند و مدعی ضرورت به رسمیت شناختن اعتراض مردم و شنیدن صدای آنها شدند. اما مردم نجیب ما مطلقا عناصر آشوبگر و آدمکش و خرابکار را از خود نمی‌دانند بلکه به شهادت راهپیمایی‌های باشکوه چند روز گذشته در دفاع از نظام و انقلاب، آشوبگران را دشمن می‌شمارند. متاسفانه گویا از نگاه برخی سیاسیون، همواره باید مخالف‌خوانی کرد، حتی به هنگام پذیرفتن منصب و مسئولیت. چنین سیاست‌زدگانی، هرگز خدمتگزاری و نوکری مردم و گره‌گشایی از زندگی ولی‌نعمتان را نوبر نمی‌کنند.
7- سهم «سیاست و مدیریت ‌اشرافی» در تضعیف همبستگی ملی و تولید بی‌ثباتی را باید مورد بازخوانی قرار داد. مدیریت برج عاج‌نشین، مردم را از خود نمی‌داند و نتیجه عملکردآن، پدید آمدن انواع آسیب‌های اجتماعی و اقتصادی به عنوان زمینه‌ساز تهدیدهای سیاسی و امنیتی است. رهبرانقلاب در سومین جلسه‌ آسیب‌های اجتماعی (11 اردیبهشت ۹۵) تاکید کردند «اهمیت کار را، بزرگی مسئولیت را، خطرات ناشی از آن را آدم توجه بکند، آن وقت می‌فهمد که چه قدر باید در این زمینه تلاش کرد و شب و روز نشناخت. چگونه یک مسئول یا یک عنصر مؤمن و انقلابی می‌تواند این کار بلندمدت را شبانه‌روزی و با تمام وجود پی بگیرد و خسته نشود؟ وقتی که حس کند خود او، جزئی از آن خانواده است و مشکل مردم، مشکل اوست. ما مردم را باید عائله خودمان بدانیم. ما مسئولین کشوریم دیگر... ما در واقع اهتمام‌مان به وضعیت مردم باید مثل اهتمام‌مان به داخل خانواده خودمان باشد»
8- رهاشدگی فضای مجازی و واگذاری حوزه فرهنگ و تربیت عمومی به دشمنان، چرخه آسیب و تهدید علیه امنیت ملی را فعال می‌کند. آیا از نگاه برخی دولتمردان، اگر فلان کانال معاند ناپرهیزی نکند و آموزش رسمی ساخت بمب و چگونگی حمله به اماکن عمومی و اموال مردم را ندهد، انبوه تهدیدهای نهفته در فضای بی‌در و پیکرمجازی که صورت‌بندی آن در خارج کشور تعیین می‌شود، برطرف شده است؟! مسئله تربیت میلیشیا برای گروهک‌ها یا افراد ضد جامعه چه می‌شود؟ چرا مدیر تلگرام حاضر است 40 میلیون مخاطب خود در ایران را پای دفاع از یک کانال تروریستی و خرابکار که آموزش ساخت بمب و حمله به اموال و مراکز عمومی و ایجاد آشوب و ناامنی می‌دهد، فدا کند اما توقف فعالیت این کانال را نپذیرد؟!
9- کسی می‌داند چرا فلان کانال تلگرامی که تحریک به ساخت بمب دستی و حمله به مراکز رسمی و ایجاد اغتشاش کرد، در دو سال گذشته با یارگیری در داخل و تظاهر به حمایت از برخی مدیران (از جمله در انتخابات) مشغول کار خود بود؟ آیا وزارتخانه‌های ارتباطات و اطلاعات در این باره به مردم توضیح خواهند داد؟ چرا ابزار رسانه‌ای دشمن، حامی دولت تصور شدند و برای تخریبگری فرهنگی و سیاسی-امنیتی آنها کمترین چاره‌اندیشی نشد؟ چرا مدیران اجرایی به اولویت مهم و بدیهی «شبکه ملی اطلاعات» اهتمام نکردند تا اینکه دشمن توانست از همین طریق شبیخون بزند؟! موش و گربه بازی همین روزهای مدیر تلگرام در انسداد توام با تاخیر یک کانال تروریستی (از میان صدها کانال مشابه) و بازگشایی همان کانال با نامی مشابه ظرف چند دقیقه، در عمل ثابت کرد که نمی‌توان اتاق مدیریت و سیاستگذاری فضای مجازی را به بیگانگان سپرد و سپس با گردن کج و از موضع پایین، امنیت ملی را مسئلت کرد. آیا دولت پس از تجربه عبرت آموز اخیر، برای شبکه ملی امن، شفاف و مسئولانه تدبیر می‌کند؟
10- رهبر حکیم انقلاب 27 بهمن 1395 در دیدار جمعی از مردم آذربایجان فرمودند «مردم مجتمعند، با هم متّحدند؛ آنجایی که پای اسلام در میان است، پای ایران در میان است، پای استقلال در میان است، پای ایستادگی در مقابل دشمن در میان است، مردم با همه‌ وجودشان ایستاده‌اند... به مسئولین عرض می‌کنم که این حضور مردمی در22‌بهمن را به حساب گلایه نداشتن آنها از فعالیت‌های ما مسئولین به حساب نیاورید. مردم گله‌مندند؛ از بسیاری از چیزهایی که در کشور می‌گذرد، مردم گله‌مندند. مردم با تبعیض میانه‌ای ندارند؛ هرجا تبعیض ببینند، احساس ناراحتی و رنج می‌کنند. هرجا کم‌کاری ببینند همین‌جور، هرجا بی‌اعتنایی به مشکلات ببینند همین‌جور، هرجا پیش نرفتن کارها را ببینند همین‌جور؛ مردم گله‌مندند. 22 بهمن حساب خودش را دارد؛ ایستادگی مردم در مقابل دشمنِ کمین‌کرده‌ برای بلعیدن ایران یک حرف است که این در بیست‌ودوم بهمن ظاهر شد، امّا توقعات آنها از ما مسئولین یک حرف دیگر است.  خب ما عرض کردیم سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل؛ سال دارد تمام می‌شود؛ الان آخر بهمن است، اقدام و عمل باید نشان داده بشود».
11- ایشان در همین دیدار نکاتی را متذکر شدند که اگر مورد اهتمام سه قوه به ویژه دولت قرار می‌گرفت، دشمن موفق به شبیخون نمی‌شد؛ «من اوّل سال هم گفتم که مسئولین کشور -چه مسئولین قوّه مجریّه و دولت، چه مسئولین قوّه‌ قضائیّه، چه مسئولین مجلس؛ فرقی نمی‌کند، همه- آخر سال باید نشان بدهند که در این سال برای اقدام و عمل چه کردند؛ نگویند باید چنین بشود، باید بگویند چنین شد؛ این را باید مشخص بکنند. ما امروز دچار مشکلیم، نمی‌شود مشکلات مردم و گلایه‌های مردم را نادیده گرفت؛ مسئولین باید جدّی بگیرند...  بنده چهار، پنج سال یا شش سال قبل از این در سخنرانی اوّل سال گفتم نگاه دشمنان ملّت ایران به مسئله‌ اقتصاد است؛ سعی دارند به اقتصاد کشور فشار بیاورند؛ اقتصاد کشور را آن‌چنان زیر فشار قرار بدهند که مردم دچار مشکل بشوند. وقتی مردم دچار مشکل شدند، دلزده می‌شوند، دلسرد می‌شوند؛ دشمن همین را می‌خواهد. دشمن می‌خواهد مردم از انقلابشان، از نظامشان، از دولتشان، از کشورشان دلسرد بشوند. البته این‌جور نیست که مسئله‌ ما فقط مسئله‌ اقتصاد باشد؛ همه می‌دانند، بنده روی مسئله‌ فرهنگ خیلی حساسیت دارم، روی مسئله‌ علم خیلی حساسیت دارم لکن وقتی‌که در زمانهای محدود اولویت‌ها را نگاه می‌کنیم، مسئله‌ اقتصاد کشور در اولویت اول قرار می‌گیرد؛ چون دشمن به این متوجّه است... می‌گویند جنگ، برای اینکه ذهن ما برود به جنگ [اما] جنگ واقعی چیز دیگر است؛ جنگ واقعی جنگ اقتصادی است، جنگ واقعی تحریم است، جنگ واقعی گرفتن عرصه‌های کار و فعالیت و فناوری در داخل کشور است؛ جنگ واقعی جنگ فرهنگی است.... مسئولین باید حواسشان باشد».

مسئولان باید به مطالبات بحق مردم رسیدگی کنند

قرائتی: 

رئیس ستاد اقامه نماز کشور گفت: این اعتراضات بحق مردم را مسئولین باید به آنها رسیدگی کرده و اگر با قصد اغتشاش صورت گیرد مردم باید با اتحاد و همدلی و بصیرت به مقابله با توطئه دشمن بپردازند.

 

حجت‌الاسلام و المسلمین قرائتی

 حجت‌الاسلام‌والمسلمین محسن قرائتی در همایش میثاق با شهیدان نخستین کنگره یک‌هزار شهید روحانی استان قم که در مجتمع امام خمینی(ره) گلزار شهدای قم برگزار شد، اظهار داشت: حضرت امیر(ع) باوجود تمامی فتوحاتش ازجمله کندن در خیبر، داشتن فرزندانی همچون حسنین(ع) و همسری مانند حضرت فاطمه(س) و سایر فضائل هیچ‌گاه از لفظ «فزت» استفاده نکرد تا وقتی که به مقام بلند شهادت رسید که فرمودند "فزت و رب الکعبة".

 اگر در مقابل انحرافات قیام نکنیم، ارکان دین فرومی‌ریزد و خساراتی را به‌بار می‌آورد که جبران‌ناپذیر است.

 خداوند افراد نااهل را نابود می‌کند اما به‌شرطی که مردم قیام کنند و در راه خداوند اگر علمای ما شهید نمی‌شدند مردم به این فرهنگ متمایل نمی‌شدند.

 آمار افرادی که در جاده‌ها و بر اثر تصادفات جان خود را از دست می‌دهند بیشتر از شهدا هست، اما کشتگان عادی از یادها می‌روند و شهدا یادشان ماندگار می‌شود.

شهادت راهی است که خداوند برای اولیای خودش قرار داده و شهدا در واقع زنده هستند، بدین معنی که شاد هستند و رزق داده می‌شوند، در عباراتی هم که بیان می‌شود «سلام علی نوح» بدین مفهوم است که آنها جواب سلام را می‌دهند.

وی با تأکید بر مفهوم زنده‌بودن شهدا ابراز کرد: امام حسین(ع) در کربلا با تحمل سختی‌های موجود به شهادت رسیدند به این دلیل که دردآشنا باشند.

در کشور اگر روحانیون شهید نمی‌شدند امکاناتی که در اختیار آنان قرار می‌گیرد قابل توجیه نبود و مردم اگر احساس کنند که روحانیت دوشادوش آنها در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل حضور داشتند نسبت به آنها خوش‌بین می‌شوند، چراکه زنده‌بودن نام روحانیت مرهون خون شهدای روحانیت است.

 توجیه مشکلات کشور حماقت بوده و درعین‌حال تضعیف نظام جنایت است و وظیفه ما تکمیل است که باید با کمک ایجاد راهکارهای مناسب مشکلات را از مقابل برداریم.

 این اعتراضات بحق مردم را مسئولین باید به آنها رسیدگی کرده و اگر با قصد اغتشاش صورت گیرد مردم باید با اتحاد و همدلی و بصیرت به مقابله با توطئه دشمن بپردازند.

لازم به ذکر است که در انتهای این مراسم از پنج‌تن از پدران شهدا تجلیل گردید.

در دولت روحانی هزار و سیصد درصد فاصله ثروتمندان از فقراء بیشتر شده است!!!!!!!

فاصله درآمدی ثروتمندان و فقرا در دولت روحانی 13 برابر شد
میانگین درآمد ثروتمندان در مقایسه با دهک‌های پایین، در دولت روحانی 13 برابر شده است.
رجانیوز با انتشار این خبر نوشت: هر چند دولت مدعی عبور از رکود، افزایش حقوق کارمندان و کاهش وابستگی دولت به نفت است ولی آیینه تمام‌نمای عملکرد اقتصادی دولت، از افزایش فاصله طبقاتی در کشور و انحراف برنامه دولت اعتدالی از عدالت اقتصادی گواه می‌دهد.
رئیس جمهور پیش از این دورنمای اقتصادی کشور را با توجه به عملکرد دولت مثبت ارزیابی کرده بود و گفته بود: «دائم می‌گویند رکود است و می‌گویند پیشرفتی نمی‌بینیم. خب نمی‌بینید، یک عینکی، چیزی، درمانی باید بکنند. بعضی‌ها می‌گویند ما نمی‌بینیم؛ بروند فولاد را نگاه کنند، پارسال چه وضعی داشت و امسال چه وضعی دارد؟ ذوب‌آهن پارسال چه وضعی داشت، امروز چه وضعی دارد؟»
از سوی دیگر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه مدعی است دخل و خرج دولت نسبت به درآمدهای نفتی کاهش پیدا کرده و به جای اینکه بودجه عمومی دولت به شیر نفت وصل باشد، به سمت اخذ مالیات سوق پیدا کرده است:
« از سال 92 تا به امروز سهم درآمدهای نفتی از کل منابع مالی دولت از 41 درصد به 26 درصد رسیده است. سهم نفت پایین آمده است.»
همچنین در گزارش اخیر سازمان برنامه و بودجه آمده حقوق کارمندان در دولت یازدهم دو برابر و مستمری مددجویان کمیته امداد و بهزیستی، 4/3 برابر افزایش پیدا کرده است. حقوق کارگران هم از تورم جا نمانده است. روحانی هم مدعی شد: « در این دولت هر مقدار تورم بوده، حقوق کارگر بیشتر اضافه شده است.»
اما در میان اعداد و ارقام این گزارش ضریب جینی و افزایش فاصله دهک‌های درآمدی توجه را جلب می‌کند. ضریب جینی در سال 94 و 95 روند صعودی داشته و از 38 صدم به 39 صدم رسیده است. همچنین نسبت هزینه دهک‌های بالا یعنی ثروتمندان به هزینه دهک‌های پایین یعنی فقرا در کل جامعه ایران از رقم 12/33 در سال 93 به 12/65 برابر در سال 94 و پس از آن به 12/99 برابر در سال 95 افزایش یافته است. خلاصه این اعداد و ارقام اقتصادی می‌گوید در دولت روحانی فاصله طبقاتی افزایش پیدا کرده است. موضوعی که یکی از چالش‌های اساسی اقتصاد کشور است.
نسبت ده درصد ثروتمندترین به فقیرترین افراد که شاخص دیگری برای سنجش وضعیت فاصله طبقاتی می‌باشد، نشان می‌دهد با اینکه در سه سال پایانی دولت قبل این رقم از 14/7 به 10/7 کاهش پیدا کرد اما در دولت روحانی و با شروع مجدد روند افزایشی آن از 10 به 12/99 در سه سال نخست این دولت افزایش پیدا کرده که نشان می‌دهد شکاف طبقاتی بیشتر شده است.

منتظر یک«یا حیدر» بسیجی باشید تا همه نابود شوید


 وقتی معرکه آغاز شد، خشک و ‌تر به هم آمیخته بودند و سره از ناسره قابل تشخیص نبود، تابلوی معرکه اعتراض به سختی معیشت و بر زمین ماندن وعده‌های ۵ ساله دولت بود، جماعتی هرچند کم‌شمار با مشاهده این تابلو به جمع معرکه‌گیران پیوستند و خواسته‌های معیشتی خویش را طلبیدند، بازار معرکه که گرم شد، کم کم صدای غریبه‌هایی بلند شد که زبان دشمنان مردم را به کام گرفته بودند، زنانی که هزینه آرایششان با چند ماه حقوق کارگران و کارکنان ساده برابری می‌کرد و مرد نماهایی که از مردانگی فقط مذکر بودن را داشتند.
«مرگ بر سپاهی»! و بعد «نه غزه نه لبنان»! که نشان می‌داد از سرکوب یاران داعشی خود دل پرخونی دارند! و سپاه را به این علت که تکفیری‌های داعش را قلع و قمع کرده است، دشمن می‌دارند وگرنه تکرار شعاری که در فتنه ۸۸ رسما از سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی به آشوبگران توصیه شده بود مفهومی نداشت. بازهم به سفارش سایت وزارت خارجه اسرائیل به شعار نه غزه ، نه لبنان، دنباله«جانم فدای ایران» را هم افزوده بودند! تا وانمود کنند ایرانی هستند!! و از ایرانی بودن، فقط شناسنامه‌اش را ندارند! و این پوشش ناشیانه در حالی بود که سپاه در تمامی طول انقلاب و از جمله در جنگ تحمیلی از ایران و جان و مال و ناموس مردم این مرز و بوم دفاع کرده بود و شعار مرگ بر سپاه در کنار شعار نه غزه، نه لبنان به وضوح نشان می‌داد که«جانم فدای ایران» همانگونه که سایت وزارت خارجه اسرائیل توصیه کرده بود فقط برای رد گم کردن است! وگرنه اگر روز حادثه‌ای در پیش باشد،  مثل همیشه به ابواب‌جمعی دشمنان ایران می‌پیوندند. معدودی که تابلوی اعتراض به شرایط معیشتی فریبشان داده و به آشوبگران پیوسته بودند بعد از پی بردن به هویت آنان پاپس کشیدند. در این هنگام بود که شعار «مرگ بر روحانی»! سر داده شد تا وانمود شود که در پی اعتراض به سختی معیشتی هستند که رئیس‌جمهور باعث آن است! اما این ترفند هم برای بازگرداندن پا‌پس‌کشیده‌ها کارگر نیفتاد چرا که دلخوری‌ها از دولت باعث نمی‌شود که ملت، وقتی دولت را مورد هجوم نوچه‌های دشمنان بیرونی می‌بینند به حمایت از آن برنخیزند و دلخوری‌ها را برای فرصتی دیگر و به دور از چشم نامحرمان حرامخوار وانگذارند. ملت بارها نشان داده‌اند که در اینگونه موارد از دولت و سایر مسئولان جدايی ندارند و صد البته اصحاب و سران فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ را برای همیشه وابسته به دشمن و غریبه می‌دانند، چرا که وطن‌فروش، وطن‌فروش است و امروز و دیروز ندارد.
کاسه‌لیس‌ها در ادامه، حسینیه را به آتش کشیدند تا نشان بدهند مانند اسلاف سیاسی خود- یزید و شمر و عمر سعد- سینه‌ای پر‌کینه از ابا‌عبدالله‌الحسین‌علیه‌السلام دارند. این پیام را وهابیون آل‌سعود و نوچه‌های تکفیری آنها خیلی زود دریافت کردند و تمام شبکه‌های تلویزیونی داخلی و خارجی خود را با قطع برنامه‌های عادی به انتشار خبر دشمنی کاسه‌لیس‌ها با امام حسین(ع) اختصاص دادند.
پیش از این نیز اصحاب فتنه ۸۸ در روز عاشورا به ساحت مقدس امام حسین(ع) اهانت کرده و از سران فتنه مدال«مردمان خداجوی»!! گرفته بودند! 
آشوبگران نیابتی که گویا آتش‌زدن حسینیه را برای جلب رضایت دست‌های پشت‌پرده خود کافی نمی‌دانستند از اهانت به ساحت مقدس ابا‌عبدالله‌الحسین‌علیه‌السلام هم پای را فراتر گذاشتند و علنا شعار«نه اسلام، نه قرآن»!! سر دادند و...
کدام عقل سلیم و غیرت دینی می‌تواند اهانت یک مشت کاسه‌لیس اسرائیل و آمریکا به رسول‌خدا(ص)، قرآن و امام حسین(ع) را شاهد باشد و در مقابل آنان سکوت اختیار کند؟! پس تکلیف یک عمر «یا لیتنی کنت معکم... کاش با شما بودم» که خطاب به مولای شهیدمان، حضرت ابا‌عبدالله‌الحسین بر دل و زبان داشته‌ایم چه می‌شود؟!
و اما، این نکته به آسانی قابل درک است که تاکنون صبر و خویشتنداری ملت تنها به این علت بوده است که سره از ناسره شناخته شود و کاسه‌لیس‌های اسرائیل از افرادی که با فریب اعتراض معیشتی به میان آنها رفته بودند از یکدیگر تفکیک شوند ولی کاسه‌لیس‌های اسرائیل این صبر و خویشتنداری را به حساب دیگری نوشته و در این طمع خام افتادند که همچنان به آنان اجازه تاخت و تاز در جاده‌ای یکطرفه و بدون مانع داده خواهد شد! غافل از اینکه برای جارو کردن این جرثومه‌های فساد و تباهی و پیاده نظام مفلوکی که به نیابت از دشمنان ملت به خیابان آمده‌اند فقط یک«یا حیدر» بسیجیان کافی است...  
مردم پاکباخته این مرز و بوم با دست خالی پنجه در پنجه قدرت‌های بزرگ انداخته و سقف ظلمانی نظام سلطه را شکافته و طرحی نو در انداخته‌اند که امروزه خواب راحت از چشم دشمنان خویش و کارفرمایان آشوبگران ربوده‌اند. مردمی که حیاط‌خلوت آمریکا در منطقه را تسخیر کرده‌اند، همه جا سیلی بر چهره قدرت‌های استکباری زده‌اند، اسرائیل را که داعیه از نیل تا فرات داشت مجبور کرده‌اند که با وحشت به دور خود دیوار حائل بکشد، در فتنه ۸۸  همه دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها را که به میدان آمده بودند، به خاک سیاه نشانده‌اند، تروریست‌های تکفیری را که الهام‌بخش آشوبگران هستند قلع و قمع و نابود کردند و... آیا تصور می‌کنند اینان از پس یک مشت آشوبگر که در حد و اندازه تفاله داعشی‌ها هم نیستند، بر نمی‌آیند؟! کسانی که اوج شجاعتشان! آتش‌زدن سطل‌های زباله و کندن نرده خیابان‌هاست!

برخورد جناحی با گلایه‌های اقتصادی مردم خیانت است

 


در شرایطی که مشکلات معیشتی و اقتصادی صدای اعتراض مردم در شهرهای معدودی را درآورده، اگر دولت به گلایه‌مندی‌های مردم «سیاسی» نگاه کند، در حق خود خیانتی نابخشودنی کرده و نشان داده است که هیچ راه‌حلی برای مشکلات مردم جز اتهام‌زنی به این و آن در چنته ندارد.
طی روزهای گذشته مشکلات معیشتی و اقتصادی موجب شده تا مردم در شهرهای معدودی از جمله مشهد دست به اعتراض زده و تجمعاتی را نیز در این زمینه ترتیب دهند. این تجمعات که نسبت به گذشته با شعارها و تحرکات نسبتا تندتری برگزار شد، جدای از سوءاستفاده‌هایی که همواره رسانه‌های ضدانقلاب و برخی فعالین فتنه در داخل و خارج از کشور از این نوع رویدادها دارند، با بازخوردهای متفاوتی بویژه در میان برخی مسئولان دولتی روبرو شد. 
اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور روز گذشته در بیست و پنجمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی در واکنشی عجیب به این تجمعات اعتراض‌آمیز گفت: «همه شاخص‌های اقتصادی خوب است. کارهای بزرگی در بخش اقتصاد انجام شده که نشان می‌دهد این بخش روی ریل درست قرار گرفته ، البته ممکن است برخی کاستی‌ها و افزایش قیمت برخی اقلام وجود داشته باشد. کسانی این مسائل را بهانه کرده‌اند و بانی حوادثی شده‌اند که ابعاد و زوایای دیگری دارد و باید بدانند دود این حوادث به چشم خود آنها خواهد رفت چرا که وقتی جریان اجتماعی ایجاد شد و به سطح خیابان رسید قطعا کسانی که آن را شروع کرده‌اند کنترل‌کننده آن نخواهند بود و دیگران سوار بر آن موج خواهند شد.»
برخورد سیاسی خیانتی نابخشودنی
بی‌تردید دولت تدبیر و امید، اگر به گلایه‌مندی‌های مردم بویژه در حوزه اقتصاد و معیشت «سیاسی» نگاه کند، در حق خود خیانتی نابخشودنی کرده است. اینکه مانند آقای جهانگیری تصور کنند رقبای سیاسی دولت، کسانی را سازمان داده و به خیابان آورده‌اند، خام اندیشی و توهم محض است. رقبای دولت نه تنها چنین اراده و اعتقادی ندارند بلکه پیش‌تر هم نشان داده‌اند که اگر اساس نظام در مخاطره باشد، نخستین کسانی هستند که بساط خیابانی‌ها را جمع می‌کنند. گرچه قبل‌تر هم معلوم شد کدام جریان سیاسی در کشور کارناوالیسم خیابانی را تا مرز فتنه‌گری پیش‌برده و از آن ارتزاق کرده است. اما اگر دولت اکنون گرانی، بیکاری و بحران بانکی را نبیند و اعتراض مردم به آن را توطئه رقبا بنامد، معنای آن این است که هیچ راه‌حلی در چنته ندارد و اتهام‌زنی و تلاش برای گرفتن ماهی از این آب گل‌آلود یگانه ابزاری است که برای آن باقی مانده است. بدتر از این، معنای چنین برخوردی از جانب معاون اول رئیس‌جمهور این است که دولت تصمیم دارد کما فی‌السابق هیچ کاری نکند و با استناد به اینکه عده‌ای توطئه کرده‌اند بنشیند و عمیق‌تر شدن بحران اقتصادی را نظاره کند. زمانه انتخابات به سر آمده است و دولت باید این را درک کند. ساختن دوقطبی‌های انتخاباتی دیگر کارساز نیست. همه آماده‌اند به دولت کمک کنند از باتلاق ورشکستگی در دولت‌داری بیرون بیاید اما ظاهرا دولت خواستار کمک از کسی نیست. 
آمارسازی‌ها و رویاپردازی‌ها که تمامی ندارد 
از سوی دیگر در تجمعات اعتراض‌آمیز صورت گرفته به مشکلات معیشتی و وضعیت اقتصاد نباید نقش آمارسازی‌های متناقض و تلاشهای دولت برای پر رونق نشان دادن بازار را نادیده گرفت. 
در حالی که زندگی مردم زیر سایه سنگین رکود، تورم افسارگسیخته، رشد بیکاری، کاهش ارزش پول ملی، کسری بودجه ریالی و کاهش درآمدهای ارزی دولت، موجب شده تا بحث اقتصاد و مشکلات و نابسامانی‌های آن به مهم‌ترین مشکل مردم تبدیل شود و بر همین اساس هم شهروندان از رئیس‌جمهور انتظار داشته که اگر قولی به مردم داده، حتماً آنها را انجام دهد و به تمام وعده هایش وفادار باشد ، اما متأسفانه پس از گذشت قریب به 5 سال از عمر دولت تدبیر و امید یا تدبیری در کار نبوده و یا اینکه تدبیرها کارساز نبوده و دولت محترم بجای اینکه عملیاتی شده و مشکلات و نابسامانی‌های اقتصادی کشور را در عمل حل و فصل نماید در کمال تعجب به آمارسازی، رؤیاپردازی، سیاه‌نمائی، آزمون و خطا و تعریف و تمجید از خود روی آورد که متاسفانه نه تنها با این روش، وعده‌های دولت محقق نشد بلکه با آمارسازی و رؤیاپردازی اقتصاد کشور و معیشت مردم دچار تنگناهای به مراتب سخت‌تر و طاقت فرسا‌تر شد.
به عنوان نمونه در حالی که می‌دانیم که آمارسازی، خیانتی بزرگ به مردم و چشم‌های نظارتی و دستگاه‌های محاسباتی است، مرکز آمار ایران اعلام کرده تورم در آذرماه سال جاری 8 درصد بوده است! همزمان با این ادعاها، دولت لایحه بودجه 97 را به مجلس تقدیم کرد و رئیس‌جمهور در موج‌سازی عجیبی، مدعی شفافیت بودجه شد، دولتی که مدعی کاهش تورم و رشد اقتصادی است، در بودجه پیشنهادی خود، پیشاپیش به استقبال تورم فزاینده رفته و همه چیز را بر اساس آن تنظیم کرده است! البته در این بین، حقوق کارگر و کارمند، منطبق با سطح تورم اعلامی افزایش می‌یابد تا دولت به خیال خود، به وعده «افزایش حقوق متناسب با نرخ تورم» وفا کرده باشد! اما همان کارمند و کارگر، وقتی برای خرید چند تخم مرغ اقدام کند، متوجه می‌شود که دولت چه لطف بزرگی در حق او کرده و میزان صداقت دولتمردان، بیش از پیش بر او معلوم خواهد شد! در آن لحظه که می‌بیند یک شانه تخم‌مرغ 12هزار تومانی را باید 20 هزار تومان یعنی 70 درصد گرانتر بخرد، می‌فهمد که تورم 8 درصدی یعنی چه و افزایش حقوق متناسب با تورم چه منافع عجیبی داشته که خودش هم از آنها بی‌اطلاع بوده! به واقع یکی از دلایل اصلی اعتراضات امروز مردم به مشکلات معیشتی و گرانی تنزل دولت از شعار معروف «ملاک تورم جیب مردم است» به این «آمارسازی‌ها» 
است.
رسانه‌ها به گلایه‌مندی مردم چگونه بنگرند؟
آمدنیوز و من‌وتو و رادیو‌فردا و و بی‌بی‌سی و فعالان و نهادهای اپوزیسیون وابسته به غرب که دائما دم از نبود آزادی در ایران می‌زنند در تناقضی آشکار و خنده‌آور با بزرگنمایی، این تجمعات اعتراضی را نشانه و نماد کم شدن ثبات و محبوبیت نظام سیاسی موجود در ایران تفسیر کرده و طبق معمول با سوءاستفاده از چنین رویدادهایی، فضای اعتراضی به مشکلات معیشتی را به شیوه سیاسی منعکس کردند. عناصر داخلی ضدانقلاب تصاویر این تجمعات و اعتراضات مردمی را به صورت آنلاین برای شبکه‌های تلگرامی آن سوی مرزها مخابره کرده و کانال‌های ضدانقلاب نیز لحظه به لحظه این تجمعات را به گونه‌ای منتشر می‌کردند که گویا یک آشوب خیابانی در این شهرها رخ داده است. این در حالی است که شعار مردم حاضر در تجمعات اعتراضی بر مبنای مسائل اقتصادی و مالی و نیز بی‌توجهی دولت به شعارهای و وعده‌ای انتخاباتی بوده است. شرایطی که هوشمندی رسانه‌های دلسوز داخلی را می‌طلبد که با اقدام درست و به موقع ضمن گرفتن ابتکار عمل از معاندان ضدانقلاب، صدای رسای اعتراضات و گلایه‌مندی مردم نسبت به مشکلات معیشتی و اقتصادی را به گوش مسئولان برسانند و با پرهیز از هرگونه نگاه سیاسی به این گلایه‌های مردم راه را بر هرگونه حاشیه‌سازی و آشوب افکنی رسانه‌های ضدانقلاب ببندند.
کوتاهی‌های بزرگی که قوه قضائیه می‌تواند جبران کند
از سوی دیگر در چنین فضائی نقش قوه‌قضائیه در گشودن روزنه‌های امید برای تامین و استیفای حقوق مردم بی‌بدیل است.به عبارت دیگر اگر دولت بی‌عمل باشد، می‌توان امید داشت که قضات مستقل و شجاع حقوق مردم را استیفا کنند. قوه قضائیه می‌تواند با احضار و برخورد قانونی با رئیس‌کل و مسئولان مقصر در بانک مرکزی که موسسات مالی غیرمجاز یکی از دسته‌گل‌های آنهاست و بخش قابل توجهی از اعتراض صورت گرفته نیز در همین رابطه است، بخشی از حقوق مال‌باختگان را اعاده کند و موجبات دلگرمی مردم معترض را فراهم کند.

مراقب باشیم فتنه 88 تکرار نشود!!(کیهان)

«آيا مردم پنداشتند تا گفتند ايمان آورديم، رها مى‏شوند و مورد آزمايش قرار نمى‏گيرند؟ با اينكه ما کسانی‌که قبل از ايشان بودند را آزموديم تا خداوند راستگويان را معلوم كند و حتماً دروغگويان را مشخص سازد.» تا بعداً مدعی نشوند و برای ایمانِ نداشته مزد نخواهند و نیز ارزش کار مؤمنان واقعی و استوار برای همگان مشخص شود و به پاداش زیاد آنها کسی معترض نباشد. که امتحان، برای تقویت ایمان مؤمنان است و تمرین زمین نخوردن برای رهروان و پله ترقی است برای آنان‌که اهداف بزرگ در سر دارند و قدر خود می‌دانند و به دنبال سعادت می‌گردند و خود را در بند جیفه دنیا نمی‌کنند و نفس خود را به چرب و شیرین و شبهه‌ناک‌ها نمی‌آلایند و «خود و نزدیکانشان را از آتش جهنمی که هیزمش انسان‌ها و سنگ‌هاست دور می‌دارند» تا همه ببینند و بدانند که ایمان از ادعا جدا و مؤمن از مدعی سواست. نه هرکه سر بتراشد قلندری داند. 
تاریخ پر است از گندم  نمایان جوفروش و رفیقان نیمه راهی که تا آنجا با حقند که منافعشان تأمین گردد و تأیید گردند و چون مطامعشان به خطر افتد نه دوست می‌شناسند و نه حق را. که حق، لقلقه‌ای است بر زبانشان. قانون را تنها، برای دیگران می‌دانند و خود و بستگانشان را فراتر از قانون می‌پندارند و به دیگران تهمت فراقانون می‌زنند. دائماً طلبکارند و برای رنج نابرده، گنج می‌خواهند و می‌برند. آنجا که مال و مقامشان به خطر افتد، بدتر از ظالمان و سخت‌تر از ستمکاران رفتار می‌کنند. اینان همانهایند که شیطان اعمالشان را تزیین می‌کند تا کارهای غلط خود را صحیح بدانند.قومی کینه‌دار و عنود و کنودِ اهل‌ریا و دغلی که خود می‌دانند چه شیطانی زیر پوست دارند و چه در سر می‌پرورانند. ابایی ندارند برای بالا رفتن خود، پا بر گرده دیگران گذارند. اگرچه مردم مردم کنند و عوام بفریبند و برای رسیدن به ناحق، حق حق کنند.
این قومِ ملون و مزور که جز چوب لای چرخ گذاشتن، اهل پیچ شل‌کردن‌اند، راهزن ایمانند و آفت پیروزی. ساده‌دلان را سپر خود می‌کنند و بی‌بصیرتان را به جانِ حق می‌اندازند. فضا را مشوش و آب را گِل‌آلوده می‌کنند و حق را مشوه می‌نمایانند. تکبیر می‌گویند و تکفیر می‌کنند. از حق، اراده باطل می‌کنند. حق را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که حقوق نجومی در جیبشان بماند و حقوق شهروندی در دست مردم. همیشه چرب و شیرین سهم آنهاست. چون پای ثابت سفره بیت‌المال‌اند و غایب همیشگی معرکه‌ها. مقام را میراث خانوادگی خود می‌دانند و منصبِ به حیلت گرفته را ثمره هوش و نژاد خود می‌خوانند و نمی‌دانند اگر دنیایشان ارزش داشت و مال و مقام این‌گونه‌ای، شریف بود به آنان نمی‌رسید. این قوم پرخرج و پرخوار و کم‌کارِ استاد در حرافی و کذابی، همانهایند که انقلاب اسلامی ایران به آفتشان مبتلاست. 
در سال نه چندان دور هشتاد و ‌اشک، چون آنچه که مردم اراده کرده بودند باب میلشان نبود، شورش اقلیت ‌اشرافی علیه جمهور را رقم زدند و عملاً بر حذف جمهوریت از انقلاب اسلامی کمر بستند. نه توصیه شنیدند و نه بر خود مسلط شدند و نه به قانون تمکین کردند و نه دلیل آوردند. هرکه را داشتند به میدان آورند و هرچه خواستند گفتند و هرچه توانستند کردند تا از مردم انتقام گیرند. از دروغ تقلب و تهمت و افترا گرفته تا کشته‌سازی و شرکت در مراسم ختم زندگان. و تا شریک‌شدن در خون شهدای همیشه مظلوم آن ایام. از وطن‌فروشی و هم‌پیمانی با دشمنان گرفته تا چشم بستن بر هرچه که میثاق ملت بود. و قانون‌شکنی توسط آنها که دائماً از قانون می‌گفتند. و تفرقه‌افکنی در جامعه توسط کسانی‌که به خودی و غیرخودی کردن جامعه منتقد بودند. که اگر از این خبائث‌شان بتوان گذشت بر وحدت‌شکنی‌شان نمی‌توان چشم پوشید که برادر را در برابر برادر گذاشتند و اخوت را شقه کردند.
قانون‌شکنان 88 از سران گرفته تا سرسپردگان، فتنه‌گرند و با نظام شریف جمهوری اسلامی آن کردند که سامری با قوم موسی کرد و فتنه‌گران با علی. هشت ماه کشور را مختل کردند و به آتش کشیدند تا بتوانند دیکتاتوری برپا کنند. و 8 ماهِ طولانی، سپری شد تا مردم فریفته شده به ظاهر و سابقه، پی به ماهیت تشنگان قدرت ببرند و راه خود جدا کنند ولی لجبازان آتش‌افروز نه به جرم خود اعترافِ علنی و توبه کردند و نه از مردم شریف عذر خواستند. کمترین مجازات آنان حصر بود که یک سال بعد از آن، توسط شورای عالی امنیت ملی آن زمان مصوب گردید وگرنه خداوند در قرآن جزای فتنه‌گرانی چون سامری را طرد از اجتماع می‌داند و محروم شدن از زندگی اجتماعی. و اگر کمتر از همین جرم در یکی از کشورهای دیگر مثل آمریکا و انگلیس بود، جزایش همان بود که در تاریخ است. و آنها که دم از رفع حصر می‌زنند یا نمی‌دانند که نمی‌دانند و یا کاسبند، که بدانند زمان رأی‌گیری با جنازه فتنه گذشت.
مشکلات و خواسته مردم نه رفع حصر است و نه شنود. مشکل مردم کسانی هستند که در هجوم اخبار و شایعاتی چون افزایش عجیب حقوق نمایندگان، قطع یارانه مردم و اعتراف به فقر برای گرفتن یارانه- در جهت همان عزتی که دولت اعتدال، تدبیر کرده بود-، گران شدن بنزین و گوشت و تخم مرغ که فقط باعث تکدر خاطر دوستان می‌شود و لگد ترامپ به افکار کدخداستایان لجباز و مرگ برجام و... به جای صداقت‌پیشگی و حمایت از مردم، دائماً نشانی غلط می‌دهند و افکار می‌پریشانند. مگر مردم آقازاده قاچاقچی دارند که نگران شنود باشند؟ یا برادر آنچنانی دارند یا قرارداد و معامله محرمانه‌ای با شرکای غربی دارند که هراسناک باشند؟ مگر وعده‌های پی‌در‌پیِ پریشان شده و تخلفی دارند یا فیش نجومی می‌گیرند که بترسند رسانه‌ای شود؟ مردم یارانه‌ای دارند که مایه عذاب نجومی‌بگیران و ارباب وعده‌ها و موضوع ماهانه جلساتشان شده که به جای مالیات‌گریزها، گمرک‌گریزها و بدهکاران بانکی، دائماً رصد می‌شوند که نکند 45500 تومن، بیش از 200 میلیون آن دخترِ مظلوم وزیر باشد و اینها ندانند.
مشکل مردم تنبلی مسئولان و دوری‌شان از آرمان‌هاست و حساب مدیران خدوم و پرتلاش و انقلابی، از معرکه‌گیران جداست. هر اقدامی که مردم را از راه پرافتخار و سختی که برگزیده‌اند ناامید کند فتنه است و هر که در این آستانه پیروزی، نابخردی کند خائن به آرمان‌های مردم است. یقیناً مدل فتنه 88 دیگر تکرار نخواهد شد ولی باید مراقب بود که مدیران کارشکنِ کارنابلد و آقازادگان قانون‌گریز، مردم را که صاحبان انقلاب هستند آزرده نکنند و شایسته است قوای محترم سه‌گانه با انجام صحیح وظایف خود، اعتماد مردم را محکم‌تر کنند و اجازه میدان‌داری به دشمنانِ آرامش مردم را ندهند. فتنه‌ها فضای جامعه را غبارآلود و حق را بی‌اعتبار و مردم را بی‌اعتماد می‌کنند. و در این چهل سال انقلاب اسلامی، هیچ‌گاه فتنه‌ها بدون کمک دشمنانی چون آمریکا و اسرائیل و انگلیس به‌وجود نیامد است. و در فتنه 88 نیز این مثلث شوم و نحس، هشت ماه تمام شرارت کردند. و با دراختیار گذاشتن سفارتخانه و تجربیات گذشته، یا آموزش و تجهیز منافقین و اراذل و اوباش در کشورهای زیر نفوذ خود و سپس با تحریم‌های بی‌سابقه و شکننده، به کمک سران فتنه آمدند.
فتنه 88 مثل جنبش وال استریت یا 99 درصدی علیه طبقات اقتصادی یا مثل اعتراضات گسترده در آمریکا علیه نژادپرستی و یا از جنس اعتراضات خشن فرانسه نبود. و مثل آنچه که در کشورهای زیرمجموعه آمریکا در جریان بیداری اسلامی رخ داد نیز نبود. فتنه 88 تقابل دشمنان اصلی، با ملت ایران بود که به واسطه فتنه‌گران داخلی و در آستانه جهش علمی و اقتصادی صورت گرفت. و در دوران بدر و خیبر و زمانی که رشد علمی ایران یازده برابر میانگین جهان شده بود و بانک جهانی، ایران را هجدهمین قدرت اقتصادی جهان معرفی کرد و با چرخ سانتریفیوژها، چرخ زندگی می‌چرخید و عزت و اقتدار ایران به برکت دانشمندان جوان، تأمین شده بود و آمریکا تحریم‌هایش را بی‌اثر یافته بود و مردم شریف ایران، برای پیروزی شعارهای انقلابشان با نصاب بی‌نظیر حضور بالای 80 درصدی در انتخابات، جشن پیروزی گرفته بودند.
معلوم است که تاریخ جرم سران فتنه را فراموش نمی‌کند و فراموش نمی‌کند که اگر مردم پس از 8 ماه و پس از هتک حرمت عاشورا، 9 دی را نمی‌آفریدند، چه بسا ایران درگیر جنگی داخلی و خانه برانداز می‌شد که باز هم تاوان غلط فتنه‌گران را باید مردم ایران می‌پرداختند نه دوتابعیتی‌ها و آقازادگان و مدیران خارج نشین و سرمایه‌دارها. 9 دی را روشنفکرانی خلق کردند که گرفتار دنیای تاریک سیاست‌بازان نشدند. آزادگانی که دلبسته حقند نه پابسته به افراد. جوانمردانی که چون انحراف دیدند، شجاعانه بیزاری جویند. که بدن سالم با مرض مقابله می‌کند و تن مرده با مرض می‌ماند. انقلاب اسلامی از این گردنه‌های مهیب عبور کرده و می‌کند و تجربه بر تجربه می‌گذارد و آیندگان به زودی به قضاوت خواهند نشست و بی‌اغماض سرگذشت انقلاب مظلوم اسلامی ایران را مرور می‌کنند و قدر مجاهدت‌ها و دستاورد این مردم را خواهند دانست.

دولت لیبرال و دروغگوی روحانی تا خیانت علی لاریجانی

«در صورت آزادسازی قیمت‌ها به طور مثال درباره بنزین شاهد رشد 5برابری قیمت و در نتیجه تورم 500درصدی خواهیم بود. ما نگران مردم هستیم. به طور حتم این تورم تنها مصرف‌کنندگان را دچار زیان خواهد کرد. اقشار کم‌درآمد چگونه می‌توانند برای کالاهای اساسی مدیریت انعطاف به کار گیرند، چرا که مجبورند برای رفع نیاز روزمره کالای اساسی را تهیه کنند.»
این نگرانی قابل تقدیر برای مردم، اگر از زبان یک منتقد دولت باشد، حتما به معنای سیاسی کاری است، اما باور می‌کنید این حرف‌ها را آقای نوبخت به زبان آورده باشد!؟
بار دیگر جملات را بخوانید تا به شاه‌بیت همه سیاست‌های دولت اعتدال در این سال‌های تلخ و بی‌برنامه برسید و بدانید که همه چیز در حد حرف و ادعا بود! شاه‌بیت آنها این است که هرچه دیگران کردند بد و نادرست بود و هرچا ما بکنیم، خوب و زیبا است!
این حرف‌ها مربوط به سال 87 است و تورم 500 درصدی،  حربه‌ای بود که گرادهندگان تحریم داخلی در آستانه تحریم سوخت از سوی آمریکا،  به‌عنوان چماقی کوبنده در برابر طرح «کارت سوخت» به کار می‌بردند.
حالا دولت در حال افزایش یکباره 50 درصدی قیمت بنزین (و البته همه حامل‌های انرژی) ولی هیچ خبری از این حرف‌ها نیست! برعکس دولتمردان در کمال تعجب با خونسردی عجیبی ادعا می‌کنند تاثیر افزایش قیمت بنزین بر نرخ تورم،  تنها یک درصد خواهد بود!
برای اثبات بی‌برنامه بودن و کم‌سوادی لیبرال‌های وطنی،  هزار دلیل و سند می‌توان نشان داد تا ثابت شود، نه غم معاش مردم دارند نه تدبیری برای اداره امور. می‌توان سخنان این روزهای حامیان سینه چاکشان در همین شش ماه گذشته یعنی در ایام انتخابات را نشان داد که چگونه مستاصل ناامید از رفتار غیرحرفه‌ای و غیرعلمی دولت شکایت می‌کنند و از رایی که داده‌اند پشیمانند،  می‌توان هزار سند و مدرک معتبر ارائه کرد که ردی از همه مفاسد و مظالم اقتصادی، به برخی از همین آقایان می‌رسد و... و بالاخره می‌توان سفره خالی کارگر بیکار شده بی‌نوایی را نشان داد که اسباب شرمندگی در برابر زن و فرزندانش شده است. اینها سند بی‌هنری و ناتوانی مدعیانی است که روزگاری به ریش همه می‌خندیدند و خودشان را عقل کل می‌دانستند.
با این‌حال می‌توان با چند قرینه ساده بازهم این گزاره بارها اثبات شده را به درستی ثابت کرد.
1- مرکز آمار ایران اعلام کرده تورم در آذرماه سال جاری 8 درصد بوده است! می‌دانیم که آمارسازی، خیانتی بزرگ به مردم و چشم‌های نظارتی و دستگاه‌های محاسباتی است. این درست مثل آن است که وقتی راننده علامت هشدار کمبود بنزین را در خودرو مشاهده می‌کند، به‌جای اقدام فوری برای سوختگیری،  سیم پشت آمپر را قطع کند و با خاموش کردن چراغ هشدار، خیال سرنشینان را راحت کند! اما واقعا در همین آذر ماه، کدام کالا گران نشد!؟ و آیا از شعار معروف «ملاک تورم جیب مردم است» به این آمارسازی‌ها رسیدن،  علامت بزرگی نیست که نسخه‌های لیبرالیستی، هیچ کاری برای مردم نمی‌کند!؟ 
2- همزمان با این ادعاها،  دولت لایحه بودجه 97 را به مجلس تقدیم کرده است. رئیس‌جمهور در موج‌سازی عجیبی،  مدعی شفافیت بودجه می‌شود و چنان با مردم سخن می‌گوید که گویی پیش از این،  هیچ عدد و رقمی درباره مفاد بودجه منتشر نمی‌شده است! درحالی‌که جست‌وجوی ساده‌ای در اینترنت و یا کتب مرتبط با بودجه به روشنی نشان می‌دهد همه آنچه اکنون با ادعای جزئیات بودجه منتشر می‌شود،  پیش از این و در همه دولت‌ها هم منتشر می‌شده و اتفاق تازه‌ای نیفتاده است!
3- اگر چنین است، چرا رئیس‌جمهور چنان می‌گوید!؟ علت را باید در محتوای بودجه جست‌وجو کرد. دولتی که مدعی کاهش تورم و رشد اقتصادی است،  در بودجه پیشنهادی خود،  پیشاپیش به استقبال تورم فزاینده رفته و همه چیز را بر اساس آن تنظیم کرده است! البته در این بین،  حقوق کارگر و کارمند،  منطبق با سطح تورم اعلامی افزایش می‌یابد تا دولت به خیال خود،  به وعده «افزایش حقوق متناسب با نرخ تورم» وفا کرده باشد! اما همان کارمند و کارگر،  وقتی برای خرید چند تخم مرغ اقدام کند،  متوجه می‌شود که دولت چه لطف بزرگی در حق او کرده و میزان صداقت دولتمردان، بیش از پیش بر او معلوم خواهد شد! در آن لحظه که می‌بیند یک شانه تخم‌مرغ 12هزار تومانی را باید 20 هزار تومان یعنی 70 درصد گرانتر بخرد،  می‌فهمد که تورم 8 درصدی یعنی چه و افزایش حقوق متناسب با تورم چه منافع عجیبی داشته که خودش هم از آنها بی‌اطلاع بوده! آنگاه حتما تا آخر عمر دعاگوی لیبرالیست‌های برنامه‌ریز و بودجه‌نویس کشور خواهد بود!
4- در این هنگامه که حقوق کارگر و کارمند نباید بیش از نرخ تورم دولتی (بر اساس آمار بدست آمده از اجرام آسمانی!) تعیین شود، شاید کسی بگوید که وضع همه همین است و دولت نمی‌تواند بیش از این کاری بکند. اما کاش اینگونه بود و مردم شاهد آن نبودند که بودجه به مانند غنیمتی شیرین، طعمه برخی دستگاه‌ها و افراد شده است. به‌عنوان یک نمونه ناراحت‌کننده،  نگاهی به سخنان برخی نمایندگان مجلس، تفاوت شهروندان درجه یک و دو را در مسلک اقتصاد لیبرالیستی بیشتر نشان می‌دهد. جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده حامی دولت معتقد است: «حقوق مجلس برای نماینده‌ها فاجعه است، خدا شاهد است من در خانه می‌خوابیدم و 8 میلیون می‌گرفتم(!) می‌گویند در راه اسلام کار کن، آخر تا کی؟!» و پزشکیان هم که پیشینه سیاسی او مشخص است مدعی است: «حقوق نمایندگان مجلس از رانندگانی که آنها را جابجا می‌کنند کمتر است»! با این توضیحات حتما بر شما هم ثابت شده که در سالیان گذشته در حق نمایندگان مجلس ظلم شده و حالا به جبران آن ظلم دردناک، باید حقوق و مزایای آنها بیش از نرخ تورم افزایش پیدا کند! حالا اگر یک کارگر یا راننده مستحق افزایش 8 درصدی حقوق است، حتما برای نمایندگان محروم باید حداقل هفتاد – هشتاد درصد افزایش یابد، چون آنها مشغول کار برای خدا هستند و حقوقشان هم کم است!
5- حتما شما هم شنیده‌اید که شخصی به زمین خورد و برای آنکه ضایع نشود، تا خانه سینه‌خیز رفت! این دقیقا وضعیت برخی از مدعیان اقتصادی کشورمان است که آموزه‌های مکاتب منسوخ و شکست خورده اقتصادی جهان غرب را چون متونی مقدس بر سر دست گرفته و به جز منفعت خود، به هیچ چیز دیگری از جمله منفعت مردم و مصلحت نظام کشور نمی‌اندیشد! در چنین نگاه بیماری (که حتی با نگاه آن مکاتب هم تفاوت و حتی تضاد دارد) همه چیز مباح است و به معنی واقعی، هدف وسیله را توجیه می‌کند! می‌توان 4 سال مسئول ارشد دولت بود و مثل رهبر حزب اپوزیسیون دولت سخنرانی کرد! می‌توان خام‌فروشی را نهادینه کرد و کوچک‌ترین روزنه‌های تولید ملی را هم با دیوان‌سالاری مشکوک و بیمار و با سپردن گلوگاه‌های اقتصادی به نورچشمی‌های  رانت‌خوار به نابودی کشید و کشور را به بنگاه نفت‌فروشی بزرگی تبدیل کرد با 80 میلیون مصرف‌کننده! و چون آن میزان خام‌فروشی، جواب مخارج کشور را نمی‌دهد، به جای تدبیر برای تغییر وضع موجود، به اقدام خطرناک و فاجعه‌آمیز«آینده‌فروشی» روی آورد! در بودجه سال آینده، حدود 40 هزار میلیارد تومان اوراق (با اسامی زیبا و فریبنده)منتشر خواهد شد تا در اصل، بعد از افتخار خام‌فروشی به آینده‌فروشی هم برسیم! نگاهی به سرنوشت تلخ و تاسف‌بار کشورهایی مثل یونان که یک دهه قبل همین مسیر را طی کردند، فرجام حرکت پرشتاب در این راه خطرناک و بی‌بازگشت را بیش از پیش آشکار خواهد کرد. افسوس که نمایندگان مجلس به جای کسب سواد و دانش و یا حداقل مطالعه سرنوشت فاجعه‌بار یونان، نگران حقوق چندین میلیونی خود هستند و حواسشان نیست که چه اتفاقی در شرف رخ دادن است! و بالاخره می‌توان به فرموده، ارز را برای جبران کسری بودجه و ناتوانی در طراحی اقتصادی گران کرد و مکدر شد! همانطور که پیش‌تر برای گرانی خودساخته خودرو تکدر حاصل شده بود! واقعا این تکرر تکدر باری از دوش مردم بر می‌دارد!؟ آیا جز خودتان، کسی باعث و بانی این اوضاع اقتصادی است!؟
 آنچه به اختصار شرح داده شد، شمه‌ای از ناتوانی سیاستمداران لیبرال مسلکی است که برنامه‌ریزی اقتصادی را به اندازه رئیس ‌مستقل یک شرکت جهانی هم بلد نیستند و کاری کرده‌اند که بودجه کشور در مقایسه با درآمد برخی شرکت‌های صاحب‌نام،  چیزی به حساب نیاید! این جماعت همچنان از جیب مردم هزینه می‌کنند و حاضر نیستند ناتوانی و خطای فاحش خود را بپذیرند. یقینا با این بودجه، پروژه کارگزارانی دهه 70 مبنی بر له شدن مردم زیر چرخ توسعه تکرار خواهد شد، با این افزونه که توسعه‌ای هم در کار نیست!